تأملی بر جلوه های فرّه باوری در تاریخ بیهقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی

doi
10.22103/jll.2018.1973
چکیده

یکی از مفاهیم بارز اساطیری که در ایران پس از اسلام نیز در میان عموم مردم و آثار مکتوب به حیات خویش ادامه داد، فرّه­باوری است. بررسی جلوه­های این اندیشه که در روندِ دگردیسی خود از دوران باستان به بعد، تغییراتی گوناگون در کیفیّت و کارکرد یافته­ است، یکی از زمینه­های جذاب و سودمند پژوهشی است که ارزش­های تاریخی، جامعه­شناختی، روانشناختی و حتی بلاغی بسیار دارد. بر اساس همین اهمیت، این مقاله بر آن است مهم­ترین نمودهای خودآگاه یا ناخودآگاه اعتقاد به فرّه را در یکی از برجسته­ترین آثار منثور ادب فارسی که هم ماهیتی تاریخی و هم صورتی ادبی دارد، بررسی کند. این اثر، تاریخ بیهقی است. هدف از این پژوهش، توصیف و تحلیل جزئیات فرّه­اندیشی در معنا و صورت اثر مذکور است تا بدین ترتیب، سهم غالباً نیمه­پنهان این اعتقاد باستانی در تشریح رویدادها و نیز برداشت از ماجراها و شخصیت­ها آشکار گردد و تطوّر کارکرد آن تا دورۀ غزنویان شناخته شود. یافته­ها نشان می­دهند، فرّه­باوری در این تاریخ، معمولاً در جریان رویدادهای کلان مربوط به شاهان و بعضی خصوصیات و رفتارهای آنان جلوه می­کند. نمود آیین­هایی چون جشن مهرگان نیز سهمی قابل توجه در این بروز دارد. رویکرد جبرگرایانۀ تاریخ بیهقی در مواضعی چون به قدرت رسیدن شاهان، حامل نمودهایی قابل تأمل از فرّه­اندیشی است. جلوه­های متعدد این تفکر در محتوا و فرم این اثر، انحراف کارکرد فرّه را از یک باور اساطیری به یک ابزار سیاسی- درباری، به خوبی بازتاب می­دهند و تفاوت بعضی جزئیات آن را با صورت اصیل و باستانیش آشکار می­کنند.