تجربه جهانی احزاب فراگیر و ایدئولوژیک در ایران: مطالعه تطبیقی فرهنگ سیاسی احزاب اصلاحطلب و اصولگرا
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان
2 کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه گیلان
3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان
doi
10.22124/wp.2023.23303.3099چکیده
موضوع مقاله حاضر بررسی فرهنگ سیاسی دو دسته احزاب اصلاحطلب و اصولگرا در ایران است تا ضمن آن میزان دوری یا نزدیکی احزاب اصلی ایران با الگوی جهانی احزاب سیاسی مشخص گردد. پرسش اصلی این است که «فرهنگ سیاسی احزاب اصلاحطلب و اصولگرا در ایران تا چه اندازه با فرهنگ سیاسی حاکم بر احزاب جهانی فراگیر و ایدئولوژیک مطابقت دارد؟». چارچوب نظری پژوهش متشکل از نظریه آلموند و وربا در زمینه فرهنگ سیاسی و نظریه اتو کرشهایمر و دیوید اپتر در زمینه احزاب ایدئولوژیک و فراگیر است. روش تحقیق تحلیل محتوای کمی است. جامعه آماری شامل ویدئوهای مربوط به مناظرات انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در دورههای هفتم، هشتم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم و اسناد مربوط به مصوبات مجلس شورای اسلامی در دورههای ششم، هفتم و یازدهم است. یافتهها نشان میدهند که احزاب اصلاحطلب در بخش شعارهای انتخاباتی و در بخش تصویب مصوبات، معتقد و متعهد به فرهنگ سیاسی احزاب جهانی فراگیر بوده و به اصول دموکراسی نزدیک هستند. در نقطه مقابل، جناح اصولگرا، در بخش شعارهای انتخاباتی، تا حدود زیادی در چارچوب احزاب مولفه فراگیر قرار میگیرند اما در عرصه عمل و بخش تصویب مصوبات، همانند نسل دوم احزاب یعنی احزاب ایدئولوژیک، بر گرایش ایدئولوژیک خود پای میفشارند.