ارزیابی و اولویتبندی راهبردهای بازسازی بافتهای فرسوده با بهرهگیری از فناوری سنجش از دور و روش BWM (مطالعه موردی: زنجان)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 گروه جغرافیا، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
3 گروه جغرافیا، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.48308/gisj.2024.233033.1177چکیده
سابقه و هدف، بافتهای فرسوده شهری یکی از جدیترین معضلات توسعه پایدار شهری در ایران محسوب میشوند که پیامدهای آن در حوزههای کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نمود یافته است. شهر زنجان نیز بهعنوان یکی از شهرهای در حال توسعه، در دهههای اخیر با گسترش فزایندهی بافتهای فرسوده مواجه شده است. این بافتها با مشکلاتی چون کاهش کیفیت محیط زندگی، ناکارآمدی خدمات شهری، آسیبپذیری در برابر مخاطرات، ناهنجاریهای اجتماعی، کاهش حس تعلق و افت سرمایه اجتماعی روبرو هستند. از سوی دیگر، مطالعات و برنامهریزیهای پیشین در قالب طرحهای جامع و تفصیلی نتوانستهاند پاسخگوی نیازهای این نواحی باشند و فرآیند بازآفرینی آنها را تسهیل نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی بافتهای فرسوده شهری، تحلیل وضعیت آنها و اولویتبندی راهبردهای ساماندهی، با بهرهگیری از فناوری سنجش از دور، مدل DPSIR و روش تصمیمگیری چندمعیاره BWM انجام شده است.مواد و روشها، برای تحقق اهداف پژوهش، ابتدا دادههای ماهوارهای مربوط به شهر زنجان از طریق تصاویر لندست ۸ مربوط به تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۹ استخراج گردید. جهت تحلیل فضایی دادهها از نرمافزار ENVI استفاده شد و شاخصهایی نظیر دمای سطح زمین (LST)، پوشش گیاهی (NDVI) و گسیلمندی برای شناسایی مناطق مستعد فرسودگی تحلیل گردید. مناطق شهری با دمای سطح بالا و پوشش گیاهی پایین بهعنوان نواحی دارای احتمال بالای فرسودگی شناسایی شدند و با طبقهبندی نتایج، نقشه فرسودگی شهر در پنج کلاس تعریف گردید. کلاس اول بهعنوان فرسودهترین بخش، ۶/۹ درصد از مساحت شهر را شامل شد که بیشتر با نواحی مرکزی و هسته تاریخی زنجان انطباق داشت. کلاس دوم نیز با حدود ۱۰ درصد از مساحت شهر، در وضعیت در حال فرسودگی قرار دارد.نتایج و بحث در گام دوم، برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری و تشدید فرسودگی و نیز تدوین راهبردهای ساماندهی، از مدل مفهومی DPSIR استفاده شد. این مدل با تحلیل زنجیره علّی بین نیروهای محرک، فشارها، وضعیت موجود، اثرات و پاسخهای احتمالی، امکان درک جامعتری از فرایند فرسودگی شهری فراهم کرد. بهمنظور شناسایی و ارزیابی راهبردهای ساماندهی، از نظرات ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرسازی که به روش نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. سپس برای اولویتبندی راهبردها از روش تصمیمگیری چندمعیاره "بهترین ـ بدترین" (BWM) بهره گرفته شد که در آن بر اساس مقایسههای زوجی، میزان ارجحیت راهکارها تعیین گردید.نتیجهگیرییافتههای پژوهش نشان داد که در میان راهبردهای ارائهشده، «مشارکت شهروندان در فرآیند ساماندهی» بالاترین اولویت را داراست. پس از آن، «بازآفرینی اقتصادی بافتهای فرسوده» و «شناسایی نواحی در آستانه فرسودگی» به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. راهبردهایی چون «بهبود پاکیزگی بافت»، «افزایش تراکم جمعیتی» و «بازسازی کالبدی» از کمترین اولویت برخوردار بودند. این اولویتبندی نشاندهنده آن است که مداخلات اجتماعی و اقتصادی، نسبت به اقدامات صرفاً کالبدی، اثربخشی بیشتری در بهسازی بافتهای فرسوده خواهند داشت. در نتیجه، پژوهش حاضر با بهرهگیری از ترکیب روشهای نوین سنجش از دور، تحلیل مفهومی و تصمیمگیری چندمعیاره، الگویی بومی و کارآمد برای شناسایی، تحلیل و برنامهریزی در حوزه ساماندهی بافتهای فرسوده شهری ارائه میدهد. این الگو میتواند بهعنوان مبنایی جهت تصمیمگیری مدیران شهری، سیاستگذاران و برنامهریزان در راستای بازآفرینی پایدار شهری در زنجان و سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.