تکوین و تحول مفهوم دولت در دوره‌ی جمهوری اسلامی (1368-1358)

نویسندگان

1 استایار عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

2 استادیار گروه علوم‌سیاسی دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه تهران.

doi
10.22084/rjir.2025.30912.3915
چکیده

هدف: هدف اصلی مقاله حاضر این است که مفهوم دولت و عناصر قوام­بخش آن در دوره ­ی جمهوری اسلامی (1368-1358) در چه پروسه ­ای تکوین و تحول یافته است؟ روش ­شناسی پژوهش: در این پژوهش با استفاده از روش هرمنوتیک قصد کوئنتین اسیکنر، با بازآفرینی محیط فکری و سیاسی، مسئله­ ی اصلی این دوره برجسته و سپس استدلال و باورهای نخبگان سیاسی-مذهبی در خصوص عناصر تشکیل ­دهنده­ ی دولت مورد بررسی قرار می­ گیرد. یافته­ ها: به­ لحاظ تاریخی، سه مفهوم دولت در ایران معاصر تجربه شده است: دولت مشروطه، دولت مطلقه ­ی پهلوی و دولت جمهوری اسلامی. یافته‌ها نشان می ­دهد که در دوره ­ی جمهوری اسلامی (68-58)، برخلاف محیط فکری و سیاسی سال 1358، که خبرگان راه برون­رفت از مسئله ­ی استبداد استعماری را در قاعده ­ی «عدم تمرکز» می‌دانستند، در سال 1368 مسئله ­ی اصلی توزیع بیش از حد قدرت و پراکندگی نیروها بود. نتیجه­ گیری: نتایج این پژوهش نشان می­ دهد که ایده ­ی دولت در دوره ­ی جمهوری اسلامی، با محوریت اسلام سیاسی، از وضعیت شورایی، تمرکز گریز و توزیع قدرت در میان نهادها به سمت شورازدگی و یکپارچگی قدرت تحول پیدا کرده است. این رویکرد نتیجه­ ی تجربه ­ی ناموفق ده‌ساله­ ی شیوه ­ی حکمرانی شورایی در کشور و فضای حاکم بر شورای بازنگری قانون اساسی بود که هر طرحی با معیار تمرکز ارزیابی می ­شد. ثمره­ی این تغییر، حذف شورای رهبری، شورای عالی قضایی و مقام نخست‌وزیری از قانون اساسی و تزریق تمرکز به آن بود.