تحلیل فضایی رابطۀ بین فرم شهری و دسترسی در محله‌های تهران

نویسندگان

1 گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

4 گروه طراحی شهری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

doi
10.48308/gisj.2024.233365.1183
چکیده

سابقه و هدف: توسعۀ شهری، با رویکردی مبتنی‌بر فرم فشرده و پایدار، نقش مؤثری در بهینه‌سازی الگوهای سفر شهری ایفا می‌کند. چنین ساختاری با کاهش مسافت‌های سفر، ارتقای امکان پیاده‌روی، افزایش دسترسی به خدمات شهری و کاهش وابستگی به خودرو شخصی همراه است. در این میان، محله‌هایی با تراکم جمعیتی و اختلاط کاربری بالا، درقیاس با مناطق کم‌تراکم حاشیه‌ای، از مزیت‌هایی چون کوتاهی مسیر و تنوع دسترسی برخوردارند. کلان‌شهر تهران، به‌منزلۀ یکی از پرجمعیت‌ترین و گسترده‌ترین شهرهای ایران، در دهه‌های اخیر با رشد افقی و پراکندگی فضایی چشمگیری مواجه بوده و این مسئله به افزایش فاصله‌های میان مبدأ و مقصد و درنتیجه، بروز چالش‌هایی در حوزۀ عدالت فضایی و دسترسی منجر شده است. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی کالبدی با هدف ارتقای فرم شهری، به‌گونه‌ای که بتواند نیازهای شهروندان را در کمترین فاصله و با بیشترین سهولت تأمین کند، از اولویت‌های اساسی مدیریت شهری محسوب می‌شود. درعین‌حال مرور منابع موجود نشان می‌دهد که بیشتر مطالعات پیشین در سطوح کلان‌‌شهری یا منطقه‌ای انجام شده‌اند و اطلاعات اندکی دربارۀ نحوۀ توزیع دسترسی، در سطح محله‌های شهری، وجود دارد. پژوهش حاضر، با هدف پر کردن این خلأ، رابطۀ میان فرم شهری و میزان دسترسی در محله‌های شهر تهران را بررسی می‌کند.مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی‌‌ـ تحلیلی انجام شده است. به‌منظور گردآوری مبانی نظری، از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای بهره گرفته شد. داده‌های مورد استفاده شامل بلوک‌های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران، نقشه‌های کاربری اراضی شهری تهران و اطلاعات شبکۀ معابر از پایگاه Open Street Map است. برای ارزیابی فرم شهری، از هفت شاخص منتخب در حوزۀ ساختار کالبدی، شامل تراکم، اتصال و اختلاط کاربری، استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان دسترسی در سطح محله‌ها، مدل جاذبۀ هنسن به‌ کار رفت. درنَهایت، برای تحلیل ارتباط میان متغیرهای فرم شهری و شاخص دسترسی، از آزمون‌های آماری در نرم‌افزار SPSS استفاده شد.نتایج و بحث: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که محله‌های واقع در مناطق 14، 8، 10 و 17 که در محدودۀ مرکزی شهر قرار دارند، درمقایسه با سایر مناطق، دارای فرم شهری پایدارتر و متراکم‌تری‌اند و درمقابل، مناطق 21 و 22 در غرب تهران از الگوی کالبدی پراکنده‌ و ناپایدار‌تری تبعیت می‌کنند. نتایج تحلیل دسترسی نیز حاکی از آن است که در سطح شهر تهران، الگوی دسترسی به‌صورت پراکنده توزیع شده است؛ بااین‌حال تمرکز بالای شاخص دسترسی در نواحی مرکزی، به‌ویژه منطقۀ 12، مشهود است. درمقابل، نواحی غربی شهر، به‌ویژه در مناطق 21 و 22 با محدودیت‌های شایان توجهی در دسترسی مواجه‌اند. مقایسۀ یافته‌های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز نشان می‌دهد که ازمنظر پایداری بافت مرکزی شهر تهران، نتایج با مطالعات سرور و همکاران (2020) و نیک‌پور و همکاران (2018) هم‌خوانی دارد. اما دربارۀ هم‌راستایی فرم مرکزی شهر با الگوهای پایدار، نتایج به‌دست‌آمده با یافته‌های میتروپولوس (2023) در تضاد است.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اگرچه فرم شهری با سطح دسترسی رابطۀ معناداری دارد، این رابطه چندان قوی نیست و سایر عوامل نیز در تعیین سطح دسترسی نقش‌آفرین‌اند. بااین‌حال، ازمیان شاخص‌های فرم شهری، تراکم ساختمانی بیشترین همبستگی را با شاخص دسترسی نشان داده است.