طراحی مدل مفهومی کسب‌وکار نوآورانه با رویکرد بین‌‌المللی‌‌سازی (مورد مطالعه: صنعت خشکبار افغانستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22059/jibm.2025.397808.5002
چکیده

هدف: با توجه به اهمیت بین‌المللی‌سازی در توسعه و موفقیت فعالان صنعت خشکبار در افغانستان، این پژوهش مدل مفهومی کسب‌وکاری را طراحی کرده است که مؤلفه‌های کلیدی مؤثر بر موفقیت بین‌المللی فعالان این صنعت را شناسایی، تحلیل و سازمان‌دهی می‌کند. مدل این پژوهش با ارائۀ درکی جامع و نظام‌مند از روابط پیچیده میان مؤلفه‌ها، ساختار مفهومی روشنی برای فهم فرایند بین‌المللی‌سازی و تعاملات سازمانی فعالان صنعت فراهم آورده است؛ به‌گونه‌ای که فعالیت‌ها و نقش‌ها در فرایند بین‌المللی‌سازی به‌صورت منسجم و علمی مشخص شده‌اند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، ماهیت اکتشافی و روش تحلیل محتوا، به بررسی دیدگاه‌ها و تجربه‌های استادان دانشگاه و کارآفرینان فعال در صنعت خشکبار پرداخته است. جامعۀ آماری پژوهش، خبرگان دو حوزۀ دانشگاه و صنعت خشکبار بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند با ۱۷ نفر از آن‌ها، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پس از مصاحبۀ پانزدهم، داده‌های جدید به ظهور مفاهیم تازه منجر نشد و اشباع نظری حاصل شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار مکس‌کیودا انجام گرفت. در مرحلۀ کدگذاری اولیه، بیش از ۹۲ کد شناسایی شد که پس از پالایش، ادغام و بازسازمان‌دهی مفهومی، در ۲۸ مقولۀ فرعی، ۱۱ مقولۀ اصلی و ۷ مقولۀ محوری دسته‌بندی و برای تحلیل و استخراج مفاهیم کلیدی آماده شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که بین‌المللی‌سازی، به‌عنوان پدیدۀ محوری پژوهش، تحت تأثیر هفت عامل کلیدی قرار دارد. این عوامل عبارت‌‏اند از: ۱. قابلیت‌های فناورانه و نوآورانه؛ ۲. زیرساخت‌های بین‌المللی؛ ۳. نوآوری در مدل کسب‌وکار؛ ۴. منابع انسانی و یادگیری سازمانی؛ ۵. نفوذ در بازارهای بین‌المللی؛ ۶. امکانات مالی و سرمایه‌گذاری؛ ۷. محیط نهادی و قوانین بین‌المللی. قابلیت‌های فناورانه و نوآورانه، شامل توسعۀ فناوری و دیجیتال‌سازی فرایندها می‌شود، در حالی که زیرساخت‌های بین‌المللی بر لجستیک و زنجیرۀ تأمین تمرکز دارند. نوآوری در مدل کسب‌وکار با بازتعریف ارزش پیشنهادی و تقویت برند همراه است و منابع انسانی و یادگیری سازمانی، توسعه مهارت‌های دیجیتال و جذب نیروی متخصص را شامل می‌شود. نفوذ در بازارهای بین‌المللی بر شناخت مشتریان و تحلیل رقابتی بازار تأکید دارد، امکانات مالی و سرمایه‌گذاری منابع لازم را فراهم می‌کند و محیط نهادی و قوانین بین‌المللی چارچوب فعالیت‌های برون‌مرزی را تعیین می‌کند. نتیجه‌گیری: مدل مفهومی ارائه‌شده، ابزاری نوآورانه و کاربردی برای تحلیل و برنامه‌ریزی استراتژیک با محوریت بین‌المللی‌سازی در صنعت خشکبار به شمار می‌رود و از روابط میان مؤلفه‌های کلیدی موفقیت بین‌المللی درک دقیق‌تری فراهم می‌سازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توجه هم‌زمان به عواملی چون فناوری، زیرساخت، نوآوری در مدل کسب‌وکار، منابع انسانی، بازار، سرمایه و محیط نهادی، برای دستیابی به موفقیت بین‌المللی و حفظ مزیت رقابتی پایدار ضروری است. این مطالعه با تمرکز بر بین‌المللی‌سازی به‌عنوان پدیده‌ای محوری، ضمن کاهش خلأهای نظری موجود، چارچوبی تحلیلی و راهبردی برای طراحی و اجرای سیاست‌ها و استراتژی‌های مؤثر در اختیار مدیران، کارآفرینان و سیاست‌گذاران قرار می‌دهد و زمینۀ بهره‌گیری از بینش‌های کاربردی در تصمیم‌گیری‌های راهبردی در سطح ملی و سازمانی را فراهم می‌کند.