جدایی دو نهاد دین و دولت در پهلوی اول
نویسندگان
1 استاد تمام گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران.
2 کارشناسیارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی تهران.
3 کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه پیام نور.
doi
10.22084/rjir.2024.29584.3805چکیده
هدف: پژوهش حاضر درصدد بررسی پروژه سکولاریزاسیون ایران در عهد پهلوی اول، با مطالعه مبانی نظری و عملی، اقدامات و سیاستها، علل و عوامل ناکامی آن میباشد. روششناسی پژوهش: دادههای ناشی از مطالعات انجام شده، در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی و تحلیلی با رویکردی نقادانه مورد استفاده قرار گرفته است. یافتهها: رضاشاه به تأسی از اندیشه روشنفکران و بنام دغدغهی تجدد دست به اقداماتی در راستای حذف دین از ساحت حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران زد. بنابراین بررسی عملکرد پهلوی اول بهعنوان اولین و آخرین تجربه دولت سکولار در ایران مفید خواهد بود. با بررسی سیاستهای قضایی، تقنینی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی رضاشاه شاهد آن هستیم که، بنام سکولاریزاسیون اما در واقع با هدف حذف هرگونه قدرت موازی، تمام قد به مقابله با نهاد دین و به دنبال تقلید کورکورانه از سیاستهای مدرنیزاسیون کشورهای همسایه بوده است. بنابراین آنچه در عصر پهلوی رخ داد، صرفاً تلاش در راستای تحکیم دیکتاتوری مدرن بوده و نه تشکیل یک دولت سکولار و بیطرف که ضامن آزادی ادیان و مذاهب است. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر آن است که اساساً روشنفکران ایرانی در مقام اندیشه و رضاشاه در مقام عمل، درک مشخص و صحیح از مفهوم و مبانی سکولاریسم و مدرنیسم و تفاوتها نداشتند، که همین امر از عمده دلایل شکست پروژه سکولاریزاسیون پهلوی اول است.