جایگاه معاهدات بینالمللی در حقوق اساسی ایالات متحده آمریکا (بررسی موردی برجام)
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 کارشناسارشد روابط بین الملل، دانشگاه علامهطباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22084/rjir.2025.30462.3879چکیده
هدف: هدف مقاله با لحاظ خروج یکجانبه دونالد ترامپ از برجام بهعنوان یک توافق بینالمللی، درکنار خروج از توافقنامه منع موشک های هسته ای میانبرد، توافقنامه پاریس، سازمان بهداشت جهانی، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، بررسی نسبت میان حقوق داخلی آمریکا و حقوق معاهدات بین الملل و در نتیجه بررسی مبنای حقوقی خروج آن از برخی توافقات از جمله برجام است.روش شناسی پژوهش: با استفاده از روش تحلیل محتوای حقوق اساسی ایالات متحده آمریکا و در چهارچوب دونظریه حقوقی«مونیسم» و «دوآلیسم»، در صدد است نسبت واقعی حقوق داخلی آمریکا با قواعد حقوق بین الملل را بررسی نماید.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نظام حقوقی ایالات متحده هیچ رویه یا عرف قابل پیش بینی در مواجهه با قواعد حقوق بین الملل نداشته و هر بار با توجه به شرایط داخلی و در چهارچوب منافع ملی ایالات متحده، به یکی از دو نظریه مونیسم و دوآلیسم روی آورده است.نتیجه گیری: همسویی نظام حقوقی ایالات متحده با نظام حقوقی بین المللی و جهانی تا جایی تداوم دارد که موجب تحقق منافع آن کشور شود، یا حداقل در تعارض با منافع آن کشور نباشد. از این رو مسأله ی عضویت واشنگتن در معاهدات بینالمللی پیچیده است و نمیتوان آن را پیشبینی نمود. نتیجه آنکه حتی پس از تصویب معاهده و صدور اعلامیهی رییسجمهور نیز، نمیتوان از اجرای قواعد معاهده در نظام حقوق داخلی این کشور اطمینان حاصل نمود.