تحلیل رده شناختیِ اسم مرکّب در گونۀ رودباریِ قلعه گنج

نویسندگان

1 استادیار زبان شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی دکترای زبان شناسی همگانی دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22103/jll.2017.1718
چکیده

   به زعم بسیاری از زبان­شناسان، بیشترِ زبان­های دنیا از «ترکیب» به عنوان یکی از زایاترین فرایندهای واژه­سازی به منظور گسترش دامنۀ واژگانی خود بهره می­گیرند، مدّعایی که در مورد گویش رودباری (استان کرمان) و گونه­های جغرافیایی متعدّد آن نیز صادق است. در این فرایند، همنشینیِ دو یا چند تکواژِ واژگانیِ آزاد سبب پیدایش یک واحد زبانیِ مرکّب می­گردد. از آنجا که در رودباری اسامیِ مرکّبْ از بسامدِ کاربرد بسیار بالاتری نسبت به دیگر کلمات مرکّب برخوردارند، کانون توجّه پژوهش حاضر بر تحلیل اسامیِ مرکّب این گویش معطوف است. به بیان فنّی­تر، پژوهش حاضر می­کوشد بر پایۀ پیکرۀ زبانیِ حاصل از مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشورانِ مناسب، توزیع پرسشنامه، برگه­نویسی و بهره­گیری از شمّ زبانی، به تحلیلِ همزمانیِ اسامیِ مرکّبِ رودباری از دیدگاه رده­شناختی و بر پایۀ سه مورد از معیارهای پیشنهادی بائِر (2009: 555-547) شامل هسته­داری، ترتیب اجزای ترکیب و معنی­شناسیِ ترکیب در گونۀ رایج در شهرستان قلعه­گنج بپردازد. نتایج پژوهش نشان می­دهد رودباری همانند بیشتر زبان­های دنیا، ویژگی­های رده­شناختیِ یکدستی نداشته بلکه از این حیث، به صورت پیوستاری عمل می­کند و لذا بایستی از اصطلاح «گرایش کلّی» برای توصیف ویژگی­های رده­شناختیِ مورد مطالعه بهره گرفت. به طور مشخّص، گرایش کلّیِ رده­شناختیِ رودباریِ امروز از منظر این سه معیارِ رده­شناختی، به ترتیب به سوی اسامیِ مرکّبِ بدونِ هسته، اسامیِ مرکّبِ هسته­آغازین و اسامیِ مرکّبِ برونْ­مرکز است.