بررسی روابط بینامتنی مینوی خرد و دیباچۀ شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء (س)
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء (س)
doi
10.22103/jll.2017.1736چکیده
خوانش دقیق و درک عمیق یک متن، بدون در نظر گرفتن متون پیشین و همزمان با آن، امکانپذیر نیست و هیچ اثری از آثار پیش از خود مستقل نیست. موضوع ارتباط یک متن با متون دیگر، نخستین بار مورد توجّه باختین قرار گرفت و سپس توسّط ژولیا کریستوا و ژرار ژنت، گسترش یافت. شباهت و همانندی روایتها و خردهروایتهای شاهنامه با دیگر آثار پیش از آن و همچنین شباهت دیدگاههای فلسفی و دینی مطرح شده در شاهنامه، به ویژه در دیباچۀ آن، با برخی متون پیش از آن همچون اوستا، کارنامۀ اردشیر بابکان، یادگار زریران، یادگار بزرگمهر، بندهش، مینوی خرد و دیگر آثار و روایات حماسی و ملّی، وجود بینامتنیت میان این آثار را تأیید میکند و به شناختن آنها و بازخوانی شاهنامه از طریق آنها، کمک میکند. در این مقاله، با مقایسۀ محتوایی دیباچۀ شاهنامۀ فردوسی و متن ترجمه شدۀ مینوی خرد به فارسی، به روابط بینامتنی این دو اثر از منظر نظریۀ ژنت پرداخته شده و نتیجۀ این بررسی نشان میدهد که بیشک، مینوی خرد یکی از پیشمتنهای اصلی حکیم فردوسی در سرایش شاهنامه بوده است.