چگونه اخوان المسلمین شکست خورد؟: فرایند قطبی‌ شدن در انقلاب مصر

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس

2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22124/wp.2022.22344.3030
چکیده

زمانی که انقلاب مصر در ژانویۀ2011 آغاز شد، اخوان‌المسلمین به عنوان سازمان‌یافته‌ترین و گسترده‌ترین نیروی سیاسی در مصر شانس نخست برای جایگزینی رژیم مبارک به حساب می‌آمد. با این حال، اخوانی‌ها در پایان برهۀ انقلاب طی یک کودتا-انقلاب مجدداً به سازمانی غیرقانونی بدل شدند. این مقاله در چهارچوب نظریه بسیج منابع و پارادایم سیاست تعارضی تعریف شده و هدف اصلی آن این است که با استفاده از تکنیک روشی روایت علی و تمرکز بر فرایند قطبی‌شدن در برهۀ انقلابی (2013-2011)، نشان دهد که چگونه تغییرِ در روابط بین نیروهای اسلامی، احزاب سکولار و نیروهای مسلح به عنوان بازیگران اصلی انقلاب مصر زمینه‌ساز شکست نهایی اخوان‌‌المسلمین شده است. مطابق نتایج این تحقیق، برهۀ انقلابی در مصر از سه مرحله عبور کرده است. در مرحلۀ نخست (25ژانویه تا 11فوریه2011) دوقطبی مبارک/انقلاب غلبه داشته و در مرحلۀ دوم (تا انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 2012) دوقطبی تثبیت وضعیت/ادامۀ انقلاب در فضای سیاسی شکل گرفت؛ اما آنچه شکست اخوان را امکان‌پذیر ساخت، ایجاد دوقطبی اخوان/ضدِّاخوان در مرحلۀ سوم بود که در آن ارتش به عنوان کنترل‌کننده منبع اسلحه، الازهر و مهم‌ترین احزاب سلفی به عنوان مراکزی مهم در اقتدار حرف زدن از طرف اسلام، و همچنین قاطبۀ گروه‌های سکولار که جوانان آنها نفوذ زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشتند در یک طرف و اخوان‌المسلمین به تنهایی در طرف دیگر ایستادند. بنابراین، افزون بر اشتباهات خود اخوان‌المسلمین که در ادبیات تحقیقاتی بیش از همه مورد توجه بوده است، عملکرد ارتش، احزاب سکولار، سازمان الازهر و گروه‌های سلفی نیز نقش مهمی در شکست اخوان المسلمین بازی کرده است.