بررسی و ارزیابی روشهای دورسنجی و ژئوفیزیکی جهت پتانسیلیابی منابع آهندار در نیمۀ شمالشرق ده چاهـ فارس
نویسندگان
1 گروه مهندسی نقشهبرداری، دانشکدۀ فنی و مهندسی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.48308/gisj.2024.221224.1013چکیده
سابقه و هدف: امروزه استفاده از منابع معدنی زیرزمینی، مانند سنگآهن، اولویتی مهم در عصر اقتصاد جوامع است و این منابع جزء ضروریترین و ابتداییترین مواد فلزی در جوامع امروزی شمرده میشوند. ازاینرو اکتشاف سنگآهن در مناطق مهم که پتانسیلهای منابع فلزی دارند، در اولویت قرار دارد. تا کنون روشهای بسیاری، برای پتانسیلیابی سنگآهن در زیر سطح زمین، ابداع شده که مهمترین آنها روشهای دورسنجی و ژئوفیزیکی است. در منطقۀ مورد مطالعه، با توجه به سیستم لیتولوژی و ساختارهای گسلش منطقه، وجود منبع سنگآهن در زیر سطح زمین تاحدی تأیید میشود ولی برای کاستن هزینههای اکتشافات، قبلاز حفاری و صرف هزینههای هنگفت، باید مطالعات دقیق ژئوفیزیکی و زمینشناختی انجام بشود. هدف مطالعاتی، در منطقۀ مورد مطالعه، ترکیب و تلفیق چند روش دورسنجی و گرانیسنجی زمینی و تطبیق اطلاعات با مغناطیسسنجی و همچنین اعتبارسنجی نتایج آنها با مطالعات زمینشناسی است.مواد و روشها: این عملیات گرانیسنجی و مغناطیسسنجی از قدیمیترین روشهای ژئوفیزیکی است که برای فعالیتهای اکتشافی درزَمینههای گوناگون و بهویژه اکتشاف ذخایر آهن به کار میرود. محدودۀ مورد مطالعه در شمالشرق استان فارس و نیمۀ شمالی شهرستان نیریز واقع شده است. در این پژوهش ابتدا، با استفاده از دادۀ یک برگ از سنجنده، از نوع Level-1A و متعلق به تاریخ 22/09/2007 و بهکارگیری روشهای دورسنجی، شامل پردازش و تحلیل طیفی ترکیبهای رنگی متفاوت و نسبتگیری باندی و تحلیل مؤلفههای اصلی باندها و نقشهبرداری زاویۀ طیفی کانیها با استفاده از نرمافزار ENVI روی دادههای استر (ASTER)، پهنههای دگرسانی و مناطق کانیسازیشدۀ مرتبط با کانیزایی آهندار در منطقه مشخص شد. در مرحلۀ بعد، دادههای ژئوفیزیکی گرانیسنجی زمینی در این منطقه به کار رفت و این دادهها، با استفاده از نرمافزار Oasis Montaj، پردازش و تحلیل شد. درنَهایت، با استفادۀ همزمان از هر دو سری دادههای اکتشافی مهم، مناطق مهم کانیزایی آهندار در محدودۀ مورد مطالعه شناسایی و پیجویی شد.بحث و نتیجهگیری: در این پژوهش، با توجه به نتایج مطالعات سنجش از دور و مطالعات گرانیسنجی زمینی، چهار نوع آنومالی شناسایی و پیجویی شده است که در هر دو روش، نتایج منطبق بر یکدیگر است. درواقع، آنومالیهای A، B، C و D در روش سنجش از دور با آنومالیهای A’، B’، C’، D’ و E’ در روش گرانیسنجی زمینی همپوشانی داشته و همچنین تمامی نتایج، با دادههای مغناطیسسنجی بهمنظور اعتبارسنجی، مطابقت داشته است. با توجه به مجاورت تودۀ نفوذی آذرین با سنگهای آهکی، بهصورت کلی به نظر میرسد آنومالیهای A’، B’ و C’ میتواند ناشی از کانیزایی آهن از نوع اسکارن در این ناحیه باشد. وجود کانیزایی گارنت در این زون احتمال صحت این ادعا را افزایش میدهد. این آنومالیها در اعماق و زیر واحدهای آهکی واقع شده است. با توجه به نقشۀ گرانیسنجی، کانیزایی آهندار در راستای شمالغربـ جنوبشرق اتفاق افتاده و آنومالیهای A’، B’ و C’ ناشی از دو دایک مجاور هم در منطقه است. آنومالی D’ و E’ در جنوب محدوده و جنوب آنومالی A’ و C’ واقع شده و بر سنگهای شیست سبز و آمفیبولیتها و گارنت شیستها منطبق است. مهمترین آنومالی A’ و C’ است که با توجه به طول و ضخامت توده، وضعیت کانیزایی مناسبی دارد. آنومالی مجاور آن نیز B’ است که احتمالاً با آنومالیهای A’ و B’ منشأ یکسانی دارد و به نظر میرسد این کانیزایی در مرز سنگهای آهکی با تودۀ نفوذی رخ داده باشد.