طراحی الگوی توسعه ذهنیت رهبری دیجیتال
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jibm.2024.384498.4868چکیده
هدف: ذهنیت رهبری دیجیتال، مفهومی کمابیش جدید در مطالعات مدیریت و رهبری بهشمار میرود که بهتازگی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت سازمانها در دوران دیجیتال و ارتباطات الکترونیکی مطرح شده است و میتواند پیامدهای مثبت بسیاری برای سازمانها بهدنبال داشته باشد. از این رو، با توجه به نیاز به الگویی منسجم در این ارتباط، پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی توسعۀ ذهنیت رهبری دیجیتال در سازمانها اجرا شد.روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش، کیفی است و با استفاده از فراترکیب انجام شده است. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعۀ آماری را مطالعات پیشین تشکیل میدهد که در این میان، پس از جستوجو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده، ۶۴ منبع برای انجام پژوهش انتخاب شد. بهمنظور تحلیل کدهای استخراج شده از منابع منتخب و تدوین الگوی ذهنیت رهبری دیجتال نیز، روش تحلیل مضمون، استفاده شد و دادهها در چند گام متوالی تحلیل شدند.یافتهها: پس از تحلیل دادهها، پیشایندهای ذهنیت رهبری دیجیتا، ل در قالب دو بُعد عوامل سازمانی (متشکل از ۲ مؤلفه فرهنگ سازمانی و قابلیتهای سازمانی) و ویژگیهای فردی رهبر (متشکل از ۴ مؤلفۀ برخورداری از نگرش مناسب، برخورداری از مهارتها و تواناییهای فنی یا فناورانه، برخورداری از مهارتهای انسانی و برخورداری از مهارتهای تحلیلی)، دستهبندی شد. پیامدهای ذهنیت رهبری دیجیتال در سازمانها نیز، در قالب ۳ بُعد پیامدهای سازمانی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاهمدت)، پیامدهای گروهی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاهمدت) و پیامدهای فردی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاهمدت)، دستهبندی شد. برای کنترل کیفیت تحلیلها نیز، روش توافق درون موضوعی استفاده شد. در این ارتباط، از یک پژوهشگر رفتار سازمانی و آشنا به ادبیات موضوع، درخواست شد که در فرایند ترکیب، تلفیق و دستهبندی مقولهها و ایجاد مضامین اصلی (ابعاد) و فرعی (مؤلفهها) با پژوهشگران همکاری کند. پس از انجام محاسبات، میزان توافق درون موضوعی در پژوهش حاضر (۸۴/۸۴ درصد) محاسبه شد که قابلیت اعتبار یافتهها را نشان میدهد.نتیجهگیری: با توجه به کاربردی بودن پژوهش، مدیران کسبوکارها میتوانند نتایج را در راستای برنامهریزی و انجام اقدامات لازم در راستای توسعۀ ذهنیت رهبری دیجیتال در مدیران سطوح مختلف استفاده کنند. مدلسازی عوامل مؤثر بر ذهنیت رهبری دیجیتال در قالب چارچوبی جامع و منسجم، ضمن کاهش پراکندگی یافتههای پیشین و پوشش بخشی از ضعف موجود در ادبیات، میتواند بینش و آگاهی مدیران در ارتباط با عوامل اثرگذار بر این پدیده را افزایش دهد. شناسایی پیامدهای ذهنیت رهبری دیجیتال نیز میتواند حساسیت و علاقه مدیران و رهبران به این موضوع را افزایش دهد و آمادگی مناسبی در آنان در راستای توجه به این موضوع ایجاد کند.