تحلیل صورتهای خیالیِ «خون نامه خاک» اثر«نصرالله مردانی» طبق نظریّة «ژیلبر دوران»
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبّیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشجوی دورۀ دکتری رشتۀزبان و ادبّیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22103/jll.2017.1737چکیده
تخیّل، در تمام نمودهای مذهبی، اسطورهای و ادبی، دارای این قدرت متافیزیکی است که آثاری علیه زوال، مرگ و سرنوشت خلق کند. به اعتقاد «ژیلبر دوران» شورش علیه مرگ از یک طرف، و کنترلِ آن از طرف دیگر، مانند پشت و روی یک سکّهاند. او اعتقاد دارد که در پشت این تصویرهای ذهنی، موضوعِ زمان نهفته است. بر اساس این موضوع، وی تخیّلات را به دو منظومۀ روزانه و شبانه تقسیم کرده است. بیشک، شاعر بهترین کسی است که میتواند این مقولهها را در قالب تصاویر ادبی به ما نشان دهد. از آنجا که خون نامة خاک دارای تصاویر دو قطبی (مثبت و منفی) است، لذا هدف این پژوهش آن است تا با نگاهی نو، صورتهای خیالیِ این کتاب را طبق نظریّة ژیلبر دوران، بررسی کند و پاسخ این پرسش را بیابد که: بارزترین صورتهای خیالی شعر نصرالله مردانی، متعلّق به کدام منظومة تخیّلی است؟ نتیجة کلّی بیانگر این نکته است که اندیشة این شاعر، بیشتر متمایل به منظومة روزانة تخیّلات و با ارزشگذاریِ مثبت میباشد؛ این نشان دهندة آن است که مردانی، تصویر مرگ را در تخیّل خود تلطیف کرده و وحشت آن را گرفته است.