مدح و اغراض آن در قصاید ابوالقاسم قائم مقام فراهانی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
10.22103/jll.2017.1738
چکیده

     یکی از زیرمجموعه­های انواع ادبی، «مدح و ستایش» است که بنا به وجود توصیفات اغراق آمیز و صله­طلبی­های خفّت­بار برخی از شاعران در دوران متمادی، بهره­گیری از این نوع ادبی، مورد انتقاد و حتّی نکوهش برخی از محقّقان و شاعران نیز واقع شده است؛ امّا گفتنی است که مدح و ستایش­گری در آثار برخی از شاعران، دارای اغراضی غیر از خوشایندی ممدوح، دریافت صله، کسب اعتبار و... می­باشد. این پژوهش بر اساس منابع کتابخانه­ای و شیوۀ توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، و برآیند تحقیق، حاکی از آن است که «ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» سیاستمدار ادیب دورۀ قاجار، در قصاید دیوان اشعار خود -که دارای انواع ادبیِ «گلایه»، «اندرز»، «هجو»، «نکوهش»، «مطایبه» و «طنز» است- مدیحه­سرایی را ابزاری در جهت بیان اغراضی همچون: تهنیت (تهنیتِ فتوحات/ تهنیت و نکوهش­ خائنان)، اعتذار (پوزش، امان­طلبی، گلایه و دادخواهی)، قَدْح (انتقاد و نکوهش) و تهییج و ترغیب مخاطب، قرار می­دهد.