تحلیل داستانهای بازنویسیشدهی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا
نویسندگان
1 کارشناس ارشد دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد،شهرکرد، ایران
doi
10.22099/jcls.2024.49764.2029چکیده
استفاده از شیوهها و نظریههای گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستانهای بازنویسیشده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسألهای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگیهای ادبی متن اصلی و خوانش حکایتهای جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستانهای بازنویسیشدهی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسشهاست: 1. چگونه میتوان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستانهای بازنویسیشدهی بررسیشده، کدامیک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوهی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانهای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، میتوان ساختار جدید و خلاقی در داستانهای بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایانبندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمانمندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهمترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق بهشمار میروند. بهجز چند داستان از لطفالله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستانهای بازنویسیِ بررسیشده، پایانی بسته داشتهاند. عنصر سفر در بیشتر داستانهای بازنویسی دیده شد. در بخش زمانمندی، بیشتر داستانهای بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستانهای بازنویسیِ لطفالله و شیرازی، گاهی زمانپریشی، روایت پسنگر و آیندهنگر دیده میشود.