بسترهای روایی موثر بر بازنماییهای عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
doi
10.22099/jcls.2024.50539.2052چکیده
بسترهای روایی مؤثر بر بازنماییهای عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی چکیدهعشق از اصلیترین مضامین تاریخ ادبیات فارسی است؛ چه در قالبهای منظوم و منثور و چه در اشکال روایی و غیررواییاش. باوجود گستردگی، تکرر و شناسندگی ِدیرپایش، رمان ِنوجوان، سهم اندکی از این بنمایهی کهن ادب فارسی داشته است. در این جستار، با روش تحلیل محتوای کیفی، بهدنبال پاسخ به این پرسش هستیم که بازنمایی عشق در رمانهای واقعگرای نوجوانی که در سالهای پس از انقلاب اسلامی تا سال 1400 منتشر شدهاند، متأثر از کدام بسترهای روایتی است؟ نتیجهی پژوهش نشان میدهد در رمانهای نوجوانِ فارسی، چهار بستر روایی وجود دارد که خویشکاریهای عاشقانه برروی آنها بازنمایی میشوند. این بسترها عبارتند از: تنهایی: با حرکت از تنهایی ِفیزیکی به تنهایی ِروانشناختی؛ تضاد طبقاتی: با حرکت بهسمت فقدان تضاد طبقاتی؛ کانونیشدگی ِمعشوق: با حرکت از کانونیسازِ مذکر به کانونیسازِ مؤنث و فضا: با حرکت از بازنمایی عشق در روستا به بازنمایی عشق در شهر نیز مشخص شد تحول در هریک از این بسترها، میتواند بهصورت بالقوه به دگرگونی در بسترهای روایی دیگر منجر شود.