آیندهپژوهی انقلاب اسلامی ایران: علل بقا و تداوم در آینده
نویسندگان
1 استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی و پژوهشگر گروه پژوهشی آیندهپژوهی فرهنگی و اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
doi
10.22084/rjir.2024.28816.3745چکیده
هدف: آینده پژوهی، رویکردی به ظاهر امروزی؛ اما به درازای تاریخ فکری و فرهنگی بشر است. بازخوانی این اضطراب اندیشگانی از لابه لای اسطوره و تاریخ گواه اهمیت کانونی این عامل انگیزشی در زیست بوم فرهنگی و اجتماعی آدمی از گذشته تا امروز است، لذا یکی از وظایف آینده پژوهی امروزی، شناخت واقعیتهای موجود سپس تحلیل و تبیین و سرانجام غایتسنجی سرنوشت آن است. ظهور و بروز نظریه های گوناگون آینده پژوهانه در علوم سیاسی و حکمرانی از نظریهی ترمیدور کلارنس کرین برینتون (1898- 1968) تا «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما (1952) یکی از عرصه های قابل تأمل در این حوزه قلمداد میشود. روششناسی پژوهش: از این رو پژوهش حاضر با پیش چشم داشتن نظریهی برینتون و نگرشی انتقادی بدان در پی این است که با رویکردی تحلیلی-تفسیری و با بکارگیری روش آیندهپژوهانه تحلیل لایه لایهای علت ها، ضمن تحلیل میزان کارایی و اعتبار نظریهی ترمیدور در کالبدشکافی و ریخت شناسی انقلاب اسلامی، دلایل سیستماتیک، گفتمانی و استعاری ماندگاری انقلاب اسلامی ایران را نیز بازخوانی نماید. یافتهها: یافتههای پژوهش نیز گواه این مطلب است که با وجود مشابه تهایی که در الگوها و گاه تطبیق مؤلفه های فرایندی از شکل گیری تا انحطاط انقلاب های بزرگ جهانی با انقلاب مردم ایران وجود دارد؛ اما به سبب شالودهشکنی که در انقلاب اسلامی ایران وجود دارد، عناصر مبقیهی آن منظومه وار به یکدیگر متصل بوده و به سبب همین پیوستگی هیچ کدام از عوامل فروپاشی انقلاب های جهان نمی تواند موجب شکست انقلاب اسلامی در ایران شود. نتیجهگیری: لذا برخلاف انقلاب های مورد مطالعه برینتون (انقلاب سوسیالیستی روسیه، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب انگلیس و انقلاب امریکا) انقلاب اسلامی در زمینه های ایجاد، رویکرد، گفتمان، سبک و روش ماندگاری و هدف غایی و چشمانداز با انقلاب های دیگر قابل مقایسه نیست.