مدلی مفهومی برای بازاندیشی در مناقشه هیرمند-هامون از منظر دیپلماسی زیست‌محیطی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج

doi
10.22124/wp.2020.17704.2611
چکیده

کمتر از 150 سال پیش، تمامی حوضه‌ی آبریز هیرمند-هامون در قلمرو سرزمینی ایران واقع شده بود. اما در پی جدایی ایالت و شهر هرات از ایران، حاکمیت ایالت مذکور به دولت جدیدالتأسیس افغانستان واگذار گردید و سرچشمه و آبخیزهای هیرمند در قلمرو سرزمینی این دولت قرار گرفتند؛ رخدادی که به دو پاره شدن حوضه‌ی آبریز رودخانه و در نتیجه طی یک قرن گذشته به بروز مناقشاتی جدی میان ساکنان دو سوی مرز منجر شده است. به رغم چندین دوره‌ی طولانی مذاکره در یکصد سال گذشته، تعارضات میان دو کشور بر سر رودخانه‌ی هیرمند همچنان ناگشوده مانده و شکافی جدی در تحکیم و افزایش سطح روابط میان آن‌ها ایجاد کرده است. پرسش اصلی نوشته‌ی حاضر این بود که در قالب دیپلماسی زیست‌محیطی می‌توان چه راهکارهایی را برای رفع این مشکلات و در نتیجه افزایش سطح همگرایی با دولت افغانستان ارائه کرد؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا مدلی مفهومی برای عملیاتی‌سازی دیپلماسی زیست‌محیطی و دیپلماسی آب‌های فرامرزی ارائه شد. سپس براساس این مدل، 4 گونه مخاطره‌ی بوم-شناختی در حوضه‌ی آبریز شناسایی گردید که مسبب مناقشه‌ی میان طرفین شده‌اند. در آخر نیز براساس تجارب موجود در دیپلماسی زیست‌محیطی معاصر، پنج محور دیپلماتیک شامل تدوین پیمان جامع «زیست‌منطقه‌ی فرامرزی سیستان» و چهار پروتکل ملحق به آن برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این اختلافات پیشنهاد گردید. در این نوشته از رویکرد نظریه‌ی سبز روابط بین‌الملل و روش مدلسازی مفهومی-عقلانی بهره گرفته‌ایم.

کلیدواژه‌ها