سیاست های فرهنگی دانشگاه: نسبت میان آرمان تا واقعیت

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

2 دانشگاه خوارزمی

doi
10.22034/irphe.2022.705216
چکیده

پس از انقلاب اسلامی بخشی از وظیفۀ تقویت آموزه ­های دینی، ارتقای ارزش ­های انقلابی، مقابله با نفوذ فرهنگی غرب و همنوایی با اهداف نظام سیاسی جامعه برعهده دانشگاه گذاشته شد. سیاستگذاری فرهنگی در دانشگاه ­های کشور به­ عنوان بخشی از دستگاه ایدئولوژیک و در چارچوب گفتمان دولتی به ابزاری برای تقویت ارزش ­ها و آرمان­ های نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. در این مطالعه درباره نسبت میان چنین انتظاراتی با واقعیات موجود توصیفی ارائه شده است. با تکیه بر روش مطالعه اسنادی ابتدا وجوه برجسته آرمان­ های فرهنگی، به ­ویژه بخش مد نظر سیاستگذاران؛ یعنی سلوک و منش دانشجویان، توصیف و سپس با مرور نظام­ مند پیمایش ­های ملی، جنبه­ هایی از واقعیت اندیشه­ ها و رفتار دانشجویان تحلیل شده است. یافته ­ها نشان داد که بین آرمان­ های فرهنگی و واقعیت نگرش ­ها و گرایش ­های دانشجویان فاصله معنادار وجود دارد. این وضعیت ممکن است به ­دلیل ناکارآمدی سیاست­ ها یا نقصان در شیوۀ اجرای آنها باشد یا به نادیده گرفتن تأثیر عملکرد نهادها و شرایط ساختاری جامعه بر نگرش ­ها و رفتار فرهنگی جوانان و بی ­اعتنایی به مختصات زیست اجتماعی آنان در دنیای امروز مربوط باشد. در هر صورت، ضروری است که انتظارات فرهنگی از دانشگاه و دانشجو در چارچوبی واقع­ بینانه ­تر بازاندیشی شود.