بررسی کارکردهای نام‌آوا در هشت کتاب سپهری

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشجوی دکتری زبان وادبیّات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

3 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی تهران

doi
10.22103/jll.2016.1573
چکیده

زبان در اصل، نظامی ذهنی است که به صورت ابزاری-آوایی ظاهر می‌شود و عمده‌ترین نقش آن، ارتباط و انتقالِ معانی از یک فرد به دیگری است. افراد با به­کارگرفتن قاعده‌های زبان و تولید رشته‌های گوناگونی از واژه‌ها، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. از همین­رو، به روشنی پیداست که زبان به میزان زیادی با زندگیِ انسان - یعنی با فعّالیّت‌های ذهنی و حرکتی او- آمیخته و از آغاز تا پایان زندگی با او همراه است. پژوهش پیش­رو، درخصوص کارکرد نام‌آوا در اشعار سهراب سپهری است و دستاورد علمی این تحقیق، حاکی از این مطلب است که میزان استفاده از نام‌آوا در زبان شعریِ وی بسیار چشم‌گیر است و این مقـوله، در سروده­های او عینیّت داشته و ملموس و محسوس است. از آنجایی که سهراب، نقّاشی است شاعر، این رویکرد درخصوص زبان شعریِ وی، بیش از دیگران صدق می­کند؛ لذا نام­آوا، از برجسته­ترین ابزارهای شعریِ اوست که در دریافتِ متن به خواننده کمک شایانی می­کند. بنیان نظری این تحقیق، برپـایة نـظـریّات اتویسپرسن و دیگر زبان­شناسانی­ست که به آراء­شان در این­ زمینه، در کتاب فرهنگ نام­آوایی فارسی به­اجمال اشاره رفته است. زبان­شناسانی چون اوتویسپرسن، هر لفظی را که میان لفظ و معنای آن رابطه‎ای طبیعی و ذاتی وجود داشته باشد، نام‎آوا می‌نامند.