تعارض قدرت‌های جهانی و نقش دیپلماسی انگلیس در مواجهه با گفتمان جنبش جنگل در ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان

doi
10.22124/wp.2022.21386.2962
چکیده

هدف این پژوهش بررسی و تشریح چالش توأمان دیپلماسی انگلستان با دیگر قدرت‌های جهانی و با جنبش اجتماعی جنگل در ایران است. در این بررسی بر تعارضات گفتمانی و سیاسی بین انگلستان و دیگر قدرت‌های درگیر در ایران در دو دهه نخست سدهِ بیست تمرکز شده است. سپهر سیاست در آن شرایط شاهد نقش‌آفرینیِ: انگلستان، روسیه سپس شوروی، آلمان و عثمانی و نیز کشمکش‌های جنبش‌های اجتماعی با آن‌ها در دایره‌ی زنجیره‌هایی از تفاوت و هم‌ارزی و اعتبار‌بخشی یا اعتبار زدایی، مفصل‌بندی می‌شد. در آن حال جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک جنگلی با برخورداری از گفتمان سیاسی نوین به ارائه نظام معنایی جدید مبادرت ورزید و با مفصل‌بندی منحصربه‌فرد به غیریت‌سازی پرداخت و با ایجاد هژمون و سلطه‌ی منطقه‌ای خواستار استیلای نظام جمهوری در ایران گشت. در این راستا سؤال اساسی پژوهش این است که دیپلماسی انگلستان در تعارض هم‌زمان با آلمان و عثمانی چگونه گفتمان سیاسی جنبش جنگل را به چالش کشانده و نظام معنایی آن را دچار انسداد و توقف ساخته است؟ یافته‌ی پژوهش نشان می‌دهد رهبران جنبش جنگل گفتمان خود را با به حاشیه راندن متن و معنای گفتمانی رقیب و برجسته‌سازی عناصر و معانی گفتمانیِ خود و بر اساس غیریت‌سازی و تضاد با دو گفتمان: پادشاهی- سلطنتی و مارکسیسم- لنینیسم، مفصل‌بندی نمودند؛ اما در وقته‌ی طبیعی‌شدگی با تضاد حوزه‌ی گفتمانی و سیاسیِ انگلستان مواجه گردیدند، درنتیجهِ تفوق آن‌ها دچار گسست و واژگونی شدند. چارچوب نظریِ این پژوهش نظریه گفتمانی لاکلائو و موفه بوده و با روش کیفی نگارش شده و ماهیت روش پژوهش، تحلیلی- توصیفی است.

کلیدواژه‌ها