سناریوهای سیاست خارجی ج.ا.ایران در قبال عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل در مجموعه امنیتی خاورمیانه: تحلیلی از منظر مدل پیتر شوارتز
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل، دانشگاه شیراز
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز.
3 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی، دانشگاه شیراز.
4 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران.
doi
10.22084/rjir.2024.28294.3700چکیده
هدف: پیمان ابراهیم با محوریت تهدیدسازی از نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی باعث نزدیکی مناسبات اسرائیل و اعراب بهعنوان دو نیروی رقیب و مخالف ایران شده است. هدف این پژوهش واکاوی تأثیر و تأثر سیاست خارجی ایران و عادیسازی مناسبات اعراب و اسرائیل است. روششناسی پژوهش: این مقاله برای تبیین مسئله از نظریه مجموعه امنیت منطقهای بهعنوان چارچوب نظری و از روش آیندهپژوهی با اتکا به دو تکنیک روندپژوهی و سناریونویسی به مثابه محور روشی بهره میگیرد. یافتهها: این مقاله با صورتبندی این مسئله که کدام سناریو برای سیاست خارجی ایران در برابر عادیسازی مناسبات اعراب و اسرائیل بعد از پیمان ابراهیم میتواند در ارتقای این منافع مؤثرتر باشد؟ معتقد است که با توجه به سطح فزاینده و رو به گسترش روند عادیسازی، تکمیل ادغام اسرائیل در مجموعهی امنیتی خاورمیانه، اصول و آرمانهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خصوص موجودیت اسرائیل، اختلافهای ایدئولوژیک، دخالت قدرتهای فرامنطقهای، نگاه ابزاری و متفاوت کشورهای خلیج فارس و همچنین تصور تهدید از ایران بهعنوان برهمزننده موازنه قوا در منطقه، سناریوی پیگیری حفظ و توسعه روابط دو و چندجانبه با همسایگان عربی و کشورهای منطقه با هدف تضعیف توافق عادیسازی میان آنها ضروری به نظر میرسد. نتیجهگیری: نتایج این مقاله نشان میدهد که توافق ابراهیم، یک عامل دشمنی و تنشسازی آشکار علیه جمهوری اسلامی است و الگوی مطلوب ایران میتواند تنشزدایی با اعراب در چارچوب روندی تعاملی و تدافعی مبتنی بر دیپلماسی تعامل و پیوند و دوستی با اعراب خصوصاً در خلیج فارس باشد.