بررسی داستان گیله مرد با تکیه بر عوامل نمایشی شدن داستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان وادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
2 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی
3 دانشیارگروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تبریز
doi
10.22103/jll.2016.1580چکیده
صحنۀ نمایشی، به عنوان زیرمجموعة عنصر تداوم، در بررسی زمانروایی یک اثر، بررسی میشود. در صحنة نمایشی، سخن بر سر این است که چگونه نویسنده در گزارش داستان، واسطهگری ابزارروایی را از میان برمیدارد بهگونهای که حوادث داستانی در برابر دیدگان مخاطب به نمایش درمیآید و او حائلی میان خود و وقایع احساس نمیکند و خود را درگیر وقایع و ناظر مستقیم حوادث میبیند. از آنجا که داستان «گیلهمرد» همواره به عنوان اثری نمایشی معرّفی میشود، در این پژوهش کوشیدهایم تا عوامل نمایشیساز را در این داستان بررسی کنیم. اغلب صاحبنظران، گزارش مستقیم «دیالوگ»ها را تنها ابزارنمایشی شدن داستان میدانند. این جستار درصدد نشان دادن این مسئله است که چگونه بزرگ علوی با شرح مبسوط داستان و پرداختن به جزئیّات، ارائة توصیفات جاندار از طبیعت، بهکاربردن وجوه استمراری در توصیفات و کمرنگ کردن حضور راوی در داستان، موفّق به خلق داستانی نمایشی شده است. برای این منظور عوامل نمایشیشدن داستان را شرح دادهایم و سپس این عوامل را در داستان «گیلهمرد» بررسی نمودهایم.