روایات بندهشی، زمینة گفتمانی استعارههای شاهنامه
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
doi
10.22103/jll.2016.1581چکیده
آنگاه که بخشهای پهلوانی و اساطیری شاهنامه، با برخی واقعیّتهای تاریخی و همچنین با حوادث ازلی و بندهشی مقایسه شود، تطابقی معنادار آشکار میشود. یکی از مواردی که در بررسیهای مربوط به شاهنامه مغفول مانده، تحلیل چگونگی انطباق میان رویدادهای ازلی و مینویِ توصیف شده در کتاب بندهش با حوادث پهلوانی و چگونگی تأثّر فردوسی از آن بنمایههای اسطورهای و تبلور آن در زبان استعاری یا مجازی شاهنامه است. بنا بر ادّعای این جستار، این انطباق خود یک استعارۀ بزرگ است که به زمینۀ گفتمانی ظهور و بروز استعاره نظر دارد. مقالة حاضر به شیوة توصیفی- تحلیلی و الهام از نظریّة گفتمانی دریدا تلاش کرده است به بازخوانی جایگاه استعاره در شاهنامه بپردازد. بنابر نتیجة این پژوهش، علاوه بر استعارات بلاغی و عاطفی، استعارههایی در شاهنامه دیده میشود که نهتنها با قدرت و هنر بیانی فردوسی آمیخته گشته است، متأثّر از بنیانهای اساطیری و بازنمایی باورهای بندهشنیاست که میتوان از آن با عنوان استعارات ارجاعی و فرهنگی یاد کرد. لذا در بازشناسی و بازخوانی روایات اساطیری و پهلوانی شاهنامه باید به زیرساخت گفتمانی استعارههای ارجاعی و فرهنگی بیش از پیش توجّه کرد.