عناصر خیالی و سیر تحوّل آن در چهار نمونة شعری از سبک های مختلف

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه قم

doi
10.22103/jll.2016.1583
چکیده

شاعرانگی شعر با عناصر خیالی، پیوندی ناگسستنی دارد و بخش عمده­ای از ظرافت‌های شعری به نحوةاستعمال این عناصر وابسته است. از این رو تحوّل و دگرگونی این عناصر در گسترةشعر فارسی که سبک­ها و شیوه­های چندی را تجربه کرده، امری گریزناپذیر است. بحث دربارة چگونگی و فلسفة تحوّل این عناصر در شیوه­های شعری و نحوة برخورد پژوهش­های بلاغی با این دگرگونی­ها، بحثی مغفول مانده در عرصة پژوهش­های ادبی است. این مقاله کوشیده­است تحوّل عناصر خیالی شعر فارسی را در چهار نمونة شعری از سبک­های مختلف در شیوه­ای تطبیقی مورد بررسی قرار دهد و اشکال و گونه­های این تحوّل را معرفی کند. پژوهش حاضر نشان می­دهد که عناصر خیالی شعر فارسی تحت تأثیر عواملی چون شرایط عصری، شیوه­های شعری، تئوری­های ادبی، نبوغ شاعرانه، تعامل زبان گفتاری و نوشتاری و سرانجام میل به هنجارگریزی از  خط سیر واحدی پیروی نکرده و در چند نقطه از جریان طبیعی تحوّل عناصر خیالی عدول کرده است. نقطة شروع هنجارگریزی به صورت اعتدالی از سبک عراقی آغاز شده و در شعر عصر صفویّه و شعر نیمایی، تحت تأثیر عوامل یاد شده به اوج خود رسیده­است. شعر فارسی در گذر از این مراحل، عناصر خیالی بکری آفریده­است که پژوهش­های بیانی به طور همه جانبه، قادر به توجیه و تفسیر این نوآوری­ها نیست.