مفهومیسازی مدل سیاستگذاری بانک مرکزی در حوزۀ رمزارزها با هدف توسعۀ تجارت و بازرگانی
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت کسبوکار، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.
2 استاد، گروه استراتژی و سیاستگذاری کسبوکار، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jibm.2025.396426.4992چکیده
هدف: در دهۀ اخیر، توسعۀ فناوری بلاکچین و ظهور رمزارزها تحولات چشمگیری در نظامهای مالی و بانکی جهان ایجاد کرده است. این فناوری نوین ضمن اراۀه فرصتهای اقتصادی و مالی نوآورانه، با چالشهای چشمگیری در حوزههای نظارت، ثبات اقتصادی و مدیریت ریسک همراه بوده است. از جمله فرصتهای اقتصادی، میتوان به تسهیل تراکنشهای بینالمللی، حذف واسطههای سنتی در فرایندهای پرداخت، کاهش هزینههای نقلوانتقال پول و افزایش سرعت و کارایی پرداختها اشاره کرد. همچنین، رمزارزها امکان دسترسی گستردهتر به خدمات مالی را برای افرادی که به نظام بانکی سنتی دسترسی ندارند، فراهم میآورند و میتوانند در توسعۀ اقتصادی و توانمندسازی مالی اقشار مختلف جامعه نقش مهمی ایفا کنند. در مقابل، تهدیدهایی همچون نوسانهای شدید قیمتی، امکان استفاده از رمزارزها در فعالیتهای غیرقانونی مانند پولشویی یا تأمین مالی تروریسم و فقدان چارچوبهای قانونی و نظارتی شفاف، برای ثبات نظام مالی و اعتماد عمومی خطرهای جدی ایجاد میکند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از رمزارزها در نظام بانکی ایران و بررسی چالشهای قانونی، فنی و نظارتی مرتبط، تلاش دارد تا تصویری جامع از فرصتها و محدودیتهای این فناوری ارائه دهد و راهکارهایی را برای بهرهبرداری مؤثر از آن پیشنهاد کند. روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش اکتشافی بهره برده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزۀ رمزارز جمعآوری شدهاند. این افراد عبارت بودند از: سرمایهگذاران، مدیران پلتفرمهای صرافی رمزارزی، تحلیلگران سیگنالدهنده، استادان دانشگاه با حداقل مدرک دکتری و سابقۀ دهساله در حوزههای اقتصاد، مالی و سیاستگذاری و نیز، سیاستگذاران مرتبط با بانک مرکزی و نهادهای ذیربط. نمونهگیری بهروش گلولهبرفی انجام شد تا تنوع تخصصی و حرفهای مشارکتکنندگان حفظ شود. دادههای بهدستآمده با نرمافزار مکسکیودا کدگذاری و تحلیل شدند. ابتدا کدگذاری اولیه انجام گرفت و سپس با روش کدگذاری محوری، مضامین اصلی استخراج و در قالب شبکهای از روابط مفهومی سازماندهی شد. این رویکرد امکان تحلیل ساختاری و عمیق دیدگاه خبرگان و استخراج روابط میان عوامل فنی، قانونی و نهادی را فراهم کرد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که بهرهبرداری موفق از رمزارزها، به مجموعهای از الزامات نهادی، فنی و آموزشی نیاز دارد. تدوین قوانین شفاف و قابل اجرا، تقویت زیرساختهای فنی و امنیتی، ارتقای آگاهی عمومی و سواد مالی کاربران و ایجاد سازوکارهای حمایتی در برابر کلاهبرداریهای رایج، از مهمترین الزامات شناساییشده هستند. همچنین، همکاریهای بینالمللی و ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، در کاهش ریسکهای مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی نقش مهمی ایفا میکنند. از سوی دیگر، نبود چارچوب مشخص مالیاتی، خلأهای قانونی در زمینۀ مالکیت دیجیتال و نبود دستورالعملهای شفاف برای فعالیت صرافیها و کیف پولهای رمزارزی، بهعنوان موانع کلیدی توسعه این حوزه در ایران شناسایی شد. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که برای توسعۀ پایدار و مؤثر رمزارزها در نظام بانکی ایران، لازم است سیاستگذاران و قانونگذاران و فعالان اقتصادی، رویکردی جامع و متوازن و بومیسازیشده اتخاذ کنند. مدل مفهومی ارائهشده در این پژوهش، روابط میان عوامل فنی، قانونی و آموزشی را تبیین میکند و میتواند مبنایی برای تدوین سیاستها و برنامههای کاربردی و کارآمد در حوزۀ رمزارزها باشد. در نهایت، توجه همزمان به فرصتها و تهدیدهای رمزارزها و ایجاد سازوکارهای حمایتی و نظارتی مناسب، میتواند زمینهساز افزایش اعتماد عمومی، جذب سرمایهگذاری و بهرهبرداری اقتصادی مؤثر از این فناوری نوظهور در ایران شود.