بررسی دو داستان «ته ته ته چاه» و «سایهای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت» سوسن طاقدیس از منظر استعارهی مفهومی جهتی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22099/jcls.2023.47263.1983چکیده
استعارهی مفهومی نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون مطرح شد. سوسن طاقدیس از نویسندگان مطرح معاصر ادبیات کودک و نوجوان است که برای القای بسیاری از مفاهیم در داستانهای خود از استعارههای مفهومی جهتی استفاده کرده است. این مقاله که به روش توصیفیتحلیلی نوشته شده است، بهطور ویژه استعارههای مفهومی جهتی را در دو داستان تهِ تهِ ته چاه و سایهای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت بررسی میکند. بر این اساس ابتدا استعارههای مفهومی دربردارندهی جهت، مشخص و سپس تحلیل شده است. طاقدیس بدین واسطه مفاهیم متقابل خیر و شر را که در اساطیر، فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران دیده میشود، از طریق استعارهی مفهومی بهطور غیرمستقیم به مخاطب خود القا میکند. وی از روش قطبیشدگی استعارههای مفهومی در داستانهایش استفاده کرده است که میتوان عنوان «استعارههای مفهومی دوگانی» را برای این شیوه پیشنهاد داد.