تحلیل تعارض و مذاکره در داستان رستم و اسفندیار شاهنامه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه لرستان
2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه لرستان
3 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه لرستان
4 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه لرستان
doi
10.22103/jll.2016.1453چکیده
تعارض، چندگانگی در اهداف و احساسات فردی یا بین فردی و گروهی است که باعث تنش در عناصر یادشده میشود. تعارض در داستان رستم و اسفندیار راهکاری است که توسّط گشتاسب برای نابودی اسفندیار چیده شده است. اسفندیار با رستم روبرو میشود؛ آنها ابتدا قصد جنگ کردن ندارند؛ بنابراین بارها به مذاکره میپردازند ولی سرانجام به علت دوری اهداف، چارهای جز جنگ نمییابند. در این مقاله ضمن آوردن خلاصهای از داستان مزبور و کمک گرفتن از نظریات تعارض و مذاکره با روش تحلیلی - توصیفی بر آن بودهایم بدانیم: 1- چه نوع تعارضهایی در بین طرفین وجود داشته است؟ 2- با توجه به نظریات تعارض و مذاکره، راهکارهای طرفین برای حل تعارض چه بوده است؟ و به نتایجی از این دست رسیدهایم: تعارض در بین رستم و اسفندیار تعارضی بین فردی از نوع تعارض هدف است. راهکارهای طرفین برای حلّ تعارض در ابتدا استفاده از روشهای مذاکره و سپس استفاده از زور بوده است که به کشته شدن اسفندیار انجامیده است.