تطبیق الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه‌ی روایی قصه­ های «نخودی و دیو و  نارنج و ترنج» با بازنویسی ­های آن­ها از اسدالله شعبانی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه شهرکرد و پژوهشکده بختیاری شناسی، شهرکرد، ایران

doi
10.22099/jcls.2024.47499.1987
چکیده

 باتوجه‌به نقش قصه‌های عامه در آشکارسازی مؤلفه‌های هویّت ملّی و قومی، اسدالله شعبانی، قصه‌هایی چون نخودی و دیو و نارنج و ترنج را که بن‌مایه‌های آن‌ها ریشه در اساطیر دارد، برای مخاطبان کودک بازنویسی کرده است که در این پژوهش، هدف تطبیق این بازنویسی‌ها با اصل آن‌ها، براساس الگوی کنشی گریماس و بررسی خوانش اسدالله شعبانی از آن‌ها، بر مبنای نگرش استوارت هال درباره‌ی خوانش مخاطب از رمزگان متون، با رویکرد توصیفی‌تطبیقی و روش اسنادی است تا نشان داده شود نگرش‌ها و نیازهای زندگی در دوره‌ی معاصر چه تأثیری بر ایجاد تغییر در محتوای بازنویسی‌ها از قصه‌های کهن داشته است و این امر، چه اثری بر الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه‌ی روایی این قصه‌ها گذاشته است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد شعبانی باتوجه‌به نگرش‌های دوران معاصر به زندگی، نیازهای زیستی و با هدف انتقال مؤلفه‌های هویّتی مثبت به‌زعم خود، در بازنویسی قصه‌های کهن، بخش‌هایی از آن‌ها را حذف یا تغییر داده؛ چنان‌که مسأله‌ی چندهمسری، قضاوت‌کردن دیگران براساس رنگ پوست، حیوان‌آزاری و رفتار خودمحورانه را در داستان‌های بازنویسی حذف و نقش‌های مضمونی‌ای چون تیرانداز، اسب‌سوار، کشاورز و حسود را به آن‌ها اضافه کرده است. این امر سبب شده است تغییراتی در الگوی کنشی و به‌ویژه برنامه‌ی روایی قصه‌های بازنویسی ایجاد شود؛ تغییراتی که در برخی آثار به ضعف در ارتباط بین مرحله‌ی تحریک‌پذیری و مرحله‌ی فرجام در برنامه‌ی روایی قصه‌های بازنویسی منجر شده است. از منظر نظریه‌ی استوارت هال نیز خوانش شعبانی از قصه‌ها، از نوع جرح و تعدیل بوده است. او از یک سو، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تأیید و از سوی دیگر، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تغییر داده است.