بررسی ارتباط بین عدم قطعیت و انواع برنامهریزی استراتژیک با میانجیگری گرایش استراتژیک (مورد مطالعه: شرکتهای مستقر در پارک فناوری پردیس تهران)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه مدیریت کسبوکار، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22059/jibm.2024.354143.4529چکیده
هدف: امروزه در جهانی که بهطور شگرفی در حال تغییر و رویدادهای آینده با عدمقطعیت همراه است، دستیابی مدیران به راهبردهایی که بتوانند با برقراری توازن لازم بین تعهد و تغییر، سازمان را به مزیت رقابتی برسانند، دشوارتر میشود. یکی از مسیرهای تحقق چنین توازنی، برنامهریزی انعطافپذیر است. در این بین، مدیریت سازمانها در نحوۀ ارتباط اجزای درونی با جهان بیرونی و در کل، عملکرد کلی سازمان متبوعش فوقالعاده تأثیرگذار است. این نکته بهویژه در خصوص بنگاههای کوچک و متوسط که وزن عامل مدیریت بر عملکرد کلی بنگاه، بهمراتب بیشتر است، بیش از پیش نمود مییابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عدمقطعیت با انواع برنامهریزی استراتژیک با نقش میانجی گرایش استراتژیک انجام گرفت.روش: جامعۀ آماری این پژوهش، مدیران عالی شرکتهای مستقر در پارک فناوری پردیس تهران است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی ـ پیمایشی است. روایی پرسشنامه از طریق مبانی نظری و نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. بهمنظور بررسی روابط و تجزیهوتحلیل داده، از روش معادلات ساختاری و همبستگی استفاده شده است.یافتهها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین عدمقطعیت با گرایش استراتژیک، رابطه معنادار و مثبت و بین میزان عدمقطعیت با برنامهریزی استراتژیک رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین گرایش استراتژیک با انتخاب برنامهریزی استراتژیک، رابطۀ معنادار و مثبتی وجود دارد و در نهایت، نقش گرایش استراتژیک بهعنوان میانجی تأیید شد.نتیجهگیری: برنامههایی که بیشترین همبستگی را باعدم قطعیت دارند، بهترتیب عبارتاند از: استراتژی یادگیرنده و پدیدارشونده، استراتژی پابرجا، استراتژی موضوعات استراتژیک، برنامهریزی شکلدهنده و رویکرد برنامهریزی استراتژیک. در این میان، پنجمین نوع از برنامهریزی، یعنی رویکرد برنامهریزی استراتژیک، بیشترین میانگین را بهدست آورد. دومین نتیجهگیری این است که چون گرایش استراتژیک، دید و ذهنیت مدیران را به استراتژیها و آینده مشخص میکند، در ارتباط باعدم قطعیت و رویکردهای برنامهریزی استراتژیک، نقش فوقالعاده تأثیرگذاری دارد.