تأمّلی در تمامی یا ناتمامی مثنوی مولوی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

doi
10.22103/jll.2016.1458
چکیده

یکی­از معمّاهای ناگشودۀ مثنوی معنوی، بحث تمامی یا ناتما­می­آن در حیات مولاناست. عدّه‌ای بر این باورند که کهولت سن، بیماری و رحلت مولانا موجب شد تا مثنوی، خاصّه، آخرین قصۀ آن؛یعنی قصۀ ذات­الصّور، ناتمام باقی بماند­. برخی نیز معتقدند که مولانا سال­ها پیش از آنکه از دار دنیا برود مثنوی را به پایان رسانده بود و هیچ بحثی را ناتمام با­قی نگذا­شت. نتایج این پژوهش که به شیوۀ تحلیل محتوا انجام شده­ است نشان می­دهد که اتمام مثنوی­ نه تنها درزمان حیات مولانا صورت گرفته­، بلکه شخص وی برکتابت و نسخت آن نیز نظارت داشته و نیز قصّة ذات الصّور در آن ناتمام نمانده است و این داستان درواقع سرگذشت سلوک عارفانة سالکان و معرفت­جویانی­است که ماجرای عشق­شان با معشوق، نه آغازی دارد و نه فرجامی.