ناسازگاریهای هویتی چین و آمریکا و تشدید ناسیونالیسم چینی
نویسندگان
1 استاد یار روابط بین الملل دانشگاه رازی کرمانشاه
2 دانشگاه رازی
3 دکتری علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22124/wp.2022.18714.2737چکیده
چارچوبهای نگرشی در هر جامعهای متاثر از پیشینه تاریخی، بنمایههای ارزشی، مبانی هویتی و کیفیت مناسبات در تمامی ابعاد آن است. فرهنگ به طور اعم و فرهنگ استراتژیک بطور اخص نیز از جمله عوامل داخلی شکلدهنده به مبانی هویتی هر بازیگر در عرصه روابط بینالملل میباشد که میتواند کنش و واکنش یک کشور را در عرصه سیاست خارجی رقم بزند. مطالعه جوامع نیز نشان میدهد که بسیاری از تصمیمات دولتی تحت تأثیر سازگاری یا ناسازگاری فرهنگ کشورها شکل میگیرند. با فروپاشی شوروی و پایان نظام دو قطبی، ایالات متحده آمریکا مدعی کسب جایگاه قدرت بلامنازع و قدرتمندترین دولت در نظام بینالملل گردید،قدرتی که توانایی جهتدهی به قواعد و رویههای بینالمللی را به تنهایی دارا است. با اینحال همچنان قدرتهای بزرگ تلاش خود را برای تغییر این وضعیت ادامه دادند. جمهوری خلق چین با عنصر ناسیونالیسم در حال رشد خویش،یکی از قدرتهای بزرگی است که توانایی بالقوهاش فرصت اشغال جایگاه دولت پیشرو را به این کشور داده، به گونهای که به دنبال به چالش کشیدن حاکمیت بینالمللی تحت سلطه آمریکا است. این امر منجر به نگرانی استراتژیستها و بسیاری از مسئولان حکومتی آمریکا شده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که ناسازگاری هویتی چین و ایالات متحده چه تأثیری بر تشدید ناسیونالیسم چین داشته است؟ در پاسخ استدلال خواهد شد که تفاوتها و ناسازگاریهای هویتی ـ فرهنگی چین با ایالات متحده سبب گردیده است تا ناسیونالیسم چینی از دهه 1990 به بعد افزایش یابد. بنابراین ناسیونالیسم در حال افزایش، یک عنصر مهم از یک روایت تازه در خصوص چین است.