تحلیل بافت سیاست‌های تبلیغاتی در جنگ، پروپاگاندا یا جنگ روانی مورد مطالعه: جنگ‌ ایران و عراق (1358-1367)

نویسندگان

1 علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

2 استاد بازنشسته، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

3 علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی شهر ری

4 علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

5 علوم سیاسی، غضو هیات علمی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

doi
10.22124/wp.2022.22106.3008
چکیده

تجزیه‌ و تحلیل تبلیغات در منازعات معاصر بدون درک مفهوم و ابعاد دو قالب تبلیغات جنگی شامل "روش‌های جنگ روانی" و یا مقوله "روش‌های پروپاگاندایی" امکان‌پذیر نیست. جنگ 8 ساله ایران و عراق نمونه ای از این منازعات است که تبلیغات جنگی در دو قالب جنگ روانی و پروپاگاندا، نقش مهمی را در آن‌ها ایفاء کرده است. پرسش محوری پژوهش اینست که روند تبلیغات جنگی در جنگ هشت ساله عراق و ایران در کدامیک از قالب‌ها شامل روش‌های جنگ روانی و یا روش‌های پروپاگاندایی قابل ارزیابی است؟ تببین نظری ابعاد و روش‌های جنگ روانی از یکسو و روش‌های پروپاگاندایی از سوی دیگر چارچوب نظری این تحقیق را تشکیل می‌دهد. فرضیه تحقیق بر این نکته اذعان دارد که سیاست‌های تبلیغاتی طرفین منازعه از روش‌های هر دو قالب یعنی جنگ‌های روانی و پروپاگاندا بهره برده‌اند. در این راستا دولت عراق در دوره جنگ، توفیق بیشتری در عرصه کاربرد روش‌های جنگ روانی و پروپاگاندا علیه طرف خصم خود داشته‌ است.پژوهش حاضر تلاش دارد تا با روش توصیفی – تحلیلی و تحلیل محتوای اسناد و با گردآوردی داده‌ها و اطلاعات لازم به شیوه کتابخانه‌ای، تحولات تبلیغات جنگی را طی جنگ‌ مزبور مورد بررسی قرار دهد و تجربه گذشته را برای مسیر آینده روشن سازد.

کلیدواژه‌ها