کاوشی در گستره حکمرانی علم: مروری قلمرویی
نویسندگان
1 دانشگاه امام صادق علیه السلام
2 دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
10.22034/irphe.2022.705224چکیده
حکمرانی علم به عنوان جهتدهی به رفتارها و افعال بازیگران نظام علم از طریق سازوکارهای تبعیت در نظر گرفته و از زوایای مختلف درباره آن پژوهش شده است. اما حکمرانی علم چه ابعاد و اضلاعی را در گستره خود دارد؟ تمرکز عمده مطالعات درباره چه موضوعاتی بوده و چه موضوع و مسائلی از آن کمتر مد نظر پژوهشگران بوده است؟ پژوهشهای این حوزه با چه روشهای پژوهشی دنبال شده و چه روشهایی چندان استفاده نشده اند؟ سؤالاتی هستند که نیازمند کندوکاوند. روش این پژوهش مرور قلمرویی بود که آرکسی و اومالی آن را ارائه کردند. مطالعات شناسایی شده از طریق جست وجو در پایگاههای دادهای معتبر به دست آمد. از 327 مدرک به دست آمده، 48 مدرک با معیارهای ورود و خروج این مطالعه همخوان بودند. یافتهها حاکی از آن است که تمرکز مطالعات بر مشارکت عمومی و جنبههای نظریه سیاسی حکمرانی علم و چالشهای اخلاقی پیشرفتهای علم و فناوری بود. روش تحلیلی- توصیفی و بعد از آن مطالعه موردی پرکاربردترین روش در پژوهشهای حکمرانی علم است. کشور انگلستان و پس از آن هلند دو کشوری هستند که بیشترین انتشار را در این حوزه داشتهاند. از نظر زمانی رشد تولیدات علمی در دو دهه اخیر فزاینده بوده است و این امر نشان میدهد که ادبیات علمی این حوزه بهتدریج در حال تکامل و غنیشدن است. اخلاق حکمرانی علم و نظریه سیاسی حکمرانی علم دو ضلع از این حوزه بودهاند که بیشترین آثار درباره آنها بوده است. نظریه حکمرانی علم، ابزارها و روشها و اقتصاد و مالیه پژوهش اضلاعی بودهاند که کمتر به آنها پرداخته شده است و هنوز به غنای نظری و تجربی چندانی نرسیدهاند. در پژوهشهای انجام شده کمتر از روشهای تجربی استفاده شده است و این نشان میدهد که این حوزه این ظرفیت را دارد که با بهکارگیری طرحها و روشهای پژوهشی تجربی، بر غنای نظری و عملی آن افزوده شود.