بررسی چالش بیاعتمادی سیاسی در دهه پنجم انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، مدرسی معارف اسلامی گرایش مطالعات انقلاب اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان
2 استادیار گروه معارف اسلامی، مدرسی معارف اسلامی گرایش مطالعات انقلاب اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه، مراغه
doi
10.22084/rjir.2024.28590.3721چکیده
هدف: بیاعتمادی سیاسی یکی از بزرگترین چالشهای رهبران سیاسی بعد از پیروزی انقلابها میباشد و انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و ممکن است دچار چنین چالشی گردد. از اینرو بررسی بیاعتمادی سیاسی بهعنوان چالشی تأثیرگذار بر آینده انقلاب اسلامی یکی از اهداف نویسندگان مقاله میباشد. روششناسی پژوهش: تحقیق حاضر با نگاهی تحلیلی-توصیفی و با استناد به نظریه پیپا نوریس و شاخصههای حمایت از اجتماع سیاسی، قانون اساسی، امور اجرایی، نهادها، کنشگران سیاسی و رویکردهای آسیبشناسانه و آیندهپژوهی به بررسی بیاعتمادی سیاسی میپردازد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهند که دو دسته عوامل درونی و بیرونی از ناکارآمدی دولتها و دولتمردان، عدم پاسخگویی و مسئولیتپذیری دولتمردان، بیتفاوتی سیاسی مردم، افزایش فساد سیاسی- اداری، توقعات فزاینده جوانان، کانالیزه نشدن خواستهها از طریق نهادهای مدنی، تشدید دامنه جنگهای شناختی، توسعه فعالیتهای فمنیستی در کشور، اندولیزه و بالکانیزه کشور و شبکهسازی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و سناریوهای طراحی شده از طریق جنگهای شناختی، ایدئولوژیک، اطلاعاتی، عملیات نظامی و غیره دشمنان انقلاب از مهمترین عوامل ایجاد چالش بیاعتمادی سیاسی در دهه پنجم انقلاب میباشد. نتیجهگیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است که ارائه راهکارهای اساسی اثربخش و تدوین راهبردهای کارآمد، توجه عمیق به بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، مدیریت مؤثر، بهبود و اصلاح وضعیت معیشتی مردم، ارتقاء میزان ثبات اقتصادی و مبارزه با فساد مالی، توزیع عادلانه ثروت، نظارت، موجب تحکیم و تقویت اعتماد سیاسی ملت به نظام سیاسی در دهه پیشرو خواهد شد.