کهن الگوها در ادبیات کودک:بررسی حکایت های بُهلول(1399) بر پایه ی نظریات یونگ و لطف آبادی
نویسندگان
1 استادیار ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22099/jcls.2022.44518.1946چکیده
کهنالگوها در ادبیات کودک جایگاه ویژهای دارند و نقش مهمی را در رمزگشایی از دلالتهای معنایی آنها بازی میکنند. هدف از این پژوهش آن است که با بررسی کتاب تصویری حکایتهای بُهلول (1399)، نقش کهنالگوها را در رشد اخلاقی کودکان و نوجوانان تبیین کند. روش تحقیق از نوع توصیفیتحلیلی است و دادهها با استفاده از نرمافزار 25 SPSS ارزیابی شدهاند. پژوهشگر با «روش پژوهش اصیل خلاق» و تلفیق نظریههای «فرایند فردیت» یونگ و «رشد اخلاقیدینی» لطفآبادی به نقد کهنالگویی اثر برگزیده میپردازد. یافتهها نشان میدهند که کهنالگوی «پیر خردمند» نسبتبه سایر کهنالگوهای یونگی و «خوشخویی» در میان آموزههای اخلاقی بالاترین بسامد را در حکایتهای بُهلول دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که آگاهی تصویرگر و نویسنده از دنیای کودکان موجب رسایی ارتباط تصویر، متن و تعامل پویای مخاطبان شده است. برای بررسی نقش کهنالگوها در متون پارسی ادبیات کودک بهتر است از دیدگاههای روانشناسان ایرانی که ریشه در فطرت بشری و حکمت الهی دارند، در کنار نظریههای روانشناختی غربی بهره گرفت.