دشوارههای فهم اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)؛ چرایی و چیستی
نویسندگان
1 استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام، پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22084/rjir.2023.27122.3567چکیده
هدف: شناخت شایسته و اجتهاد دائمی در مبانی اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) بهعنوان نرمافزار سیاست و حکومت در ایران پساانقلاب، امری ضروری برای تداوم مسیر بالندگی انقلاب اسلامی تلقی شده و هرگونه اهمال نسبت به آن میتواند با انحراف در نظم اندیشگی، به افساد ماهیت درونی نظام سیاسی نیز کشانده شود. لذا، شناسایی عواملی که بهنحوی میتواند بر عدم شناخت قرین به واقع از اندیشه ایشان مؤثر باشد، بهعنوان هدف این تحقیق برگزیده شده است. روششناسی پژوهش: این تحقیق با بهرهگیری از روش کیفی «تحقیقات پس از وقوع»، درصدد شناسایی آن دسته از عوامل ذهنی است که میتواند در شناخت ناصواب اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) مؤثر باشد. نگارنده با پذیرش این پیششرط که امکان حصول به چارچوبههایی برای فهم غایات و مقصود مؤلف از متن وجود دارد، با بهرهگیری از نظریه هرمنوتیک، تلاش در شناسایی آن دسته از انگارههای ذهنی دارد که در شناخت اندیشه سیاسی امام تأثیرگذار هستند. یافتهها: یافتههای این تحقیق حکایت از آن دارد که حداقل 10 عامل ذهنی میتواند در شکلدهی به این انگارههای ناصواب در فهم اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) مؤثر باشد که عبارتند از: تحریر ایدئولوژیک اندیشه سیاسی، تحمیل نظریه بر اندیشه، قدسیانگاری، نگاه تکساحتی به اندیشه، فقدان تمایزگذاری میان اندیشه سیاسی و آراء سیاسی، اکنونانگاری، عدم بسط نظری اندیشه، نوع نگاه معرفتشناختی از قدرت و سیاست، عدم توجه به بافت و موقعیت در پردازش اندیشه و عدم توجه به واقعیت بیرونی هر اندیشه. نتیجهگیری: چالشهای معرفتی و انگارههای ذهنی نقش بسزایی در شکلبخشی به فضای تفهمی مفسر داشته و میتواند بهمثابه یک عامل پیشینی و پیشفرض عمل نماید و پدیده را بر اساس آن مورد مطالعه و بازخوانش قرار دهد.