بررسی ساختاری بازنویسیهای مژگان شیخی از حکایات گلستان سعدی برای کودکان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته زبان وادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jcls.2023.46824.1977چکیده
یکی از نویسندگان پرکار در زمینه بازنویسی متون کهن ادبی، خانم مژگان شیخی است که برخی از حکایات گلستان، بوستان، کلیلهودمنه، قابوسنامه، منطقالطیر و... را برای کودکان بازنویسی کرده است. این مقاله به روش توصیفیتحلیلی و با بهرهگیری از ابزار گردآوری اطلاعات کتابخآنهای به بررسی ساختاری داستانهای بازنوشتهی این نویسنده از شش حکایت گلستان سعدی برای کودکان و مقایسهی آنها با متن اصلی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد در چارچوب کلی اثر تغییر محسوسی صورت نگرفته، اما پیرنگ بازنوشتهها گستردهتر از متن اصلی شده است. توصیف عملکرد و ظاهر شخصیتها، افزایش گفتوگوها و در نمونههایی واگویههای درونی، از شگردهای بازنویس برای جذابترکردن داستان است. لحن گفتوگوها، از صورت ادبی و شاعرانه به لحنی ساده و تا حدودی متناسب با شخصیتها تغییر کرده است. زاویه دید در تمام متنهای بازنوشته، راوی دانای کل است که بازنویس در بعضی حکایتها زاویه دید را به زاویه دید نمایشی نزدیک کرده، ولی تغییری در محتوا و درونمایه ایجاد نکرده است. شیخی در نامگذاری اشخاص ابتکاری نداشته و از اسامی عام بهکاررفته در متن اصلی استفاده کرده است. زبان در متن بازنوشته، ساده و رسمی است؛ اما گاهی واژههای دشوار، جملات طولانی، حذفهای نادرست و استفاده زیاد از حرف ربط «و» بین جملات، به سادگی و روانی متن آسیب رسانده است. در تمام داستآنها بهطور چشمگیری از اصطلاحات و کنایههای عامیانه، استفاده شده است که برخی برای مخاطب نامفهوم و دشوار است. با آنکه بازنویس در پرداخت اثر گاهی به موفقیتهایی دست یافته است، اما نیاز است که بازنوشتههای خود را به ظرافتها و شگردهای هنری سعدی بیشتر نزدیک کند.