تأملّی در کارکرد آشناییزدایی از چهرهی اساطیری اژدها در رمان « عینکی برای اژدها»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
doi
10.22099/jcls.2023.46476.1969چکیده
فانتزیهای نوین، ادامهی اساطیر و قصههای عامیانهاند که با تأثیرپذیری مستقیم یا غیرمستقیم از چهرهها و حوادثِ قصههای کهن الهام گرفتهاند. چهرههایی که از عالمی دیگر، از دنیایی که در چشم ما ناممکن جلوه میکنند، پا به دنیای واقعی مردم میگذارند و همانند چهرههای اساطیری، رفتاری از آنها سرمیزند که برای ما، دور از دسترس و ناشدنی مینماید. ویژگیها و اعمالی از آنها میبینیم که آرزوها و نیازهای حال و آیندهی ما را بازتاب میدهند، همچنان که اساطیر و حماسهها پاسخگوی پرسشها و بیانگر تشویشها و آرزوهای نیاکان ما بودند. اژدها در رمان عینکی برای اژدها، اثر محمدهادی محمدی، نمادی از افسانههای رو به فراموشی است که نویسنده قصد دارد با این رمان اهمیت افسانهها، حماسهها، قصههای عامیانه و... را به نسل جدید یادآور شود. در این مقاله کوشش شده است که اژدهای این رمان با اژدهایان اساطیری و حماسی (بهویژه در اشعار شاهنامه) مقایسه شود، وجوه تشابه و افتراق آنها بررسی گردد و کارکردهای اجتماعی اژدهای فانتزی تبیین شود. همچنین به این پرسش پاسخ داده شود که اگر هدف از این فانتزی جلب توجه نسل جوان به افسانههاست، چرا با وجود دو افسانهگوی فعال، یعنی بیبیترنج و ننهاژدها، در کل رمان حتی یکبار هم افسانهای از آنها نمیشنویم؟