تحلیل کتابسنجی چابکی استراتژیک با بهرهگیری از تحلیل همرخدادی واژگان
نویسندگان
1 استادیار، گروه استراتژی و سیاستگذاری کسبوکار، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه استراتژی و سیاستگذاری کسبوکار، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jibm.2024.372935.4756چکیده
هدف: چابکی استراتژیک بهعنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت استراتژیک، در کانون توجه بسیاری از پژوهشگران و مدیران قرار گرفته است. چابکی استراتژیک همچنان ابهامهای زیادی دارد و برای بعضی از محققان، غیرشهودی و ملموس نیست. درک عمیق چابکی استراتژیک برای دانشگاهیان و مدیران اجرایی بسیار جذاب است؛ زیرا چندین شکاف در ادبیات موجود آشکار است. هدف از این مقاله، ارائۀ درک ساختارمند از حوزۀ چابکی استراتژی است تا پژوهشگران و مدیران با نگاه اجمالی، به نقشۀ دانش طراحی شده، به کلیات این حوزه پی ببرند.روش: در این مقاله با استفاده از یک روش کتابسنجی، یعنی تحلیل همرخدادی واژگان، به کشف مهمترین زیرحوزههای چابکی استراتژیک، از منظر مقالههای علمی به چاپ رسیده در این حوزه پرداخته شده است. این روش به پژوهشگران امکان میدهد که با تجزیهوتحلیل روابط بین واژگان کلیدی بهکاررفته در مقالهها، موضوعات و الگوهای مهم و مؤثر را در این زمینه شناسایی کنند. زیرحوزههای بهدستآمده با استفاده از روش دیاگرام استراتژیک تجزیهوتحلیل میشوند و جایگاه هر یک، از دو منظر توسعۀ علمی و کاربردپذیری مشخص میشود. به این ترتیب، میتوانیم قوتها و ضعفها، فرصتها و تهدیدها و همچنین، چالشها و راهکارهای موجود و پیش رو در این زمینه را بررسی کنیم.یافتهها: در مجموع شش زیرحوزۀ مختلف تحت عناوین ابعاد چابکی استراتژیک، نوآوری فناورانه و مدیریتی، مدیریت زنجیرۀ تأمین، ارزیابی عملکرد شرکت، ماهیت غیرقطعی استراتژیها، تأثیر پویایی در چابکی سازمان استخراج شد. این زیرحوزهها با توجه به معیارهای مختلف مانند چگالی (معیاری برای اندازهگیری توسعۀ علمی) و مرکزیت (معیاری برای اندازهگیری کاربردپذیری) ارزیابی و مقایسه شدند. نتایج نشان داد که زیرحوزههای مختلف، در میزان توسعۀ علمی و کاربردپذیری با هم متفاوت هستند و برخی از آنها نسبت به دیگران مزیت بیشتری دارند. به همین دلیل، پیشنهادهایی برای بهبود و توسعۀ هر یک از زیرحوزهها ارائه شده است. ابعاد چابکی استراتژیک، هم از منظر توسعۀ علمی و هم از منظر کاربردپذیری بالاتر از سایر حوزهها قرار دارد. در واقع میتوان چنین برداشت کرد که این حوزه همانند موتور پیشرانی عمل میکند که سایر حوزهها را نیز با خود یدک میکشد. از سمتی دیگر، ماهیت غیرقطعی استراتژیهای این حوزه و همچنین، ارزیابی عملکرد شرکتها، از منظر چابکی با وجود توسعۀ علمی مناسب، کاربرد قابل قبولی در سایر حوزهها پیدا نکرده است. انتظار میرود که این دو حوزه، از منظر کاربردپذیری بیش از پیش مطالعه شود. نوآوریهای فناورانه و مدیریتی نیز در نقطه مقابل قرار دارد؛ بدین صورت که میبایست بیشتر از منظر توسعۀ داخلی در کانون توجه قرار گیرد تا از منظر کاربردپذیری. در این بین مدیریت زنجیرۀ تأمین چندان مورد توجه نبوده و در مرحلۀ ظهور قرار گرفته است که انتظار میرود در سالهای آتی، پژوهشگران بیشتر به آن توجه کنند.نتیجهگیری: حوزۀ چابکی استراتژیک، همچنان جای زیادی برای توسعۀ علمی و عملی دارد. برای پُرکردن این شکاف، نیاز است تا با ترکیب حوزههای بهدستآمده، خلأهای موجود را پُر کرد. تحلیلهای بهدستآمده میتواند پژوهشگران را در راستای شناسایی گپهای تحقیقاتی یاری کند تا موضوعات جدیدتری را در زمینۀ چابکی استراتژیک تعریف و شکافهای تحقیقاتی حاضر را پُر کنند.