نقش تفکر انتقادی در بهبود کارکرد سواد رسانه‌ای با تکیه بر منظومه شناختی مخاطب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، گروه مطالعات فرهنگی و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، گروه مطالعات فرهنگی و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، گروه مطالعات فرهنگی و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/nms.2022.65975.1348
چکیده

هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه بین مهارت تفکر انتقادی و تعهد مذهبی به‌عنوان منظومه‌ی شناختی مخاطب با سواد رسانه‌ای در دانش‌آموزان سال آخر متوسطه‌ مدارس منطقه 4 آموزش‌وپرورش شهر تهران است که در سال تحصیلی 99-98 اشتغال به تحصیل داشتند. این پژوهش به روش زمینه‌یابی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش، 205 دانش‌آموز بودند که از طریق محاسبه فرمول کوکران از بین جامعه آماری، انتخاب شدند. نمونه‌گیری پژوهش به روش احتمالی ساده انجام گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه بوده و برگرفته از پرسشنامه‌های تفکر انتقادی ریکتس، تعهد مذهبی ورتینگتون و پرسشنامه محقق ساخته است. روایی پرسشنامه محقق ساخته، با مشارکت و کسب نظر 35 نفر از اساتید دانشگاه‌های کشور و بر اساس الگوی لاوشه سنجیده شد. در این پژوهش از آزمون پیرسون برای بررسی میزان همبستگی بین متغیرها و مدل رگرسیون چندگانه برای بررسی برازش داده‌ها استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش، رابطه مستقیم و معنی‌داری وجود داشت. همچنین بین یک به یک زیرمقیاس‌های متغیرهای پژوهش رابطه مستقیم وجود داشت. مدل رگرسون چندگانه، همبستگی نسبتاً نیرومند و معناداری را بین متغیرهای پژوهش نشان داد. مقدار ضریب تعیین تعدیل‌شده در این مدل نیز نشان داد که برازش داده‌ها به‌خوبی صورت یافته و فرض پژوهش تأیید می‌شود. بنابراین برای بهبود اثربخشی سواد رسانه‌ای می‌توان از آموزش مهارت تفکر انتقادی به مخاطب و تقویت منظومه شناختی، ارزشی معتبر وی سود جست.