درهم تنیدگی عناصر منازعه و همکاری در حوزه آبریز هیرمند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی (مسائل ایران)، دانشکده حقوق، الهیات وعلوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیارگروه علوم سیاسی وروابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات وعلوم سیاسی، واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم سیاسی وروابط بینالملل، دانشکده اقتصاد وعلوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22124/wp.2021.19748.2846چکیده
آبراههای مرزی به لحاظ اهمیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی در زیست انسانی و جانوری، اکوسیستم مناطق و توسعه کشورها که با افزایش جمعیت، بالارفتن تقاضا، تغییرات آب و هوایی، گرم شدن زمین، خشکسالی، کمیابی منابع آبی و سوء مدیریت آبی سبب همگرایی و واگرایی در حوزههای رودهای ساحلی گردیده است به رویکردی چالشزا در سیاست خارجی کشورها تبدیل شده است. اختلاف بر سر بهرهبرداری، مدیریت و تعیین حقابه رودخانه مرزی هیرمند باعث گردیده که همکاری و منازعه توأمان در این حوزه آبی وجود داشته باشد. مفاهیم منازعه - بحران یک ساختار چند لایه با ماهیت پویا را سازماندهی میکنند و از طرف دیگر از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری منازعه و همکاری مدل همزیستی شکل میگیرد. پژوهش پیش رو با روش توصیفی_ تحلیلی و بنیان نهادن چارچوب نظری به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که چگونه میتوان منازعات آبی را در سیاست خارجی ایران در حوزه رودخانه هیرمند مدیریت نمود؟ ایران با امنیتیزدایی از بحران آبی میتواند آن را مدیریتپذیر نماید. پردازش این مهم با محوریت روابط بین دولتین و ادغام با عناصر داخلی که برگرفته از رویکردهای بین الاذهانی، محیطزیست و اجتماع انسانی است پایهگذاری گردیده و اختلافات آبی ایران و افغانستان در رودخانه هیرمند به عنوان مطالعه موردی بررسی میگردد.