مدلی برای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jibm.2023.364184.4642چکیده
هدف: صنعت بانکداری ایران از جمله صنایع خدماتمحوری است که در چند سال گذشته با چالشها و مشکلات عدیدهای روبهرو شده است. یکی از راههای برونرفت از این مشکلات، روی آوردن به نوآوری، بهویژه نوآوری دوسوتوان است. به همین علت، هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران و اولویتبندی این عوامل در قالب مدل ساختاری ـ تفسیری (ISM) است. روش: پارادایم این پژوهش، پراگماتیسم است و از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات رویکرد ترکیبی است. قلمرو مکانی پژوهش، صنعت بانکداری ایران است. جامعۀ آماری پژوهش، خبرگان، اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد بانکها و همچنین متخصصان حوزههای نوآوری، فناوری، تحول دیجیتال، بازمهندسی فرایندها در بانک بوده است. این افراد در بانک مسئولیت داشتند و در زمینۀ استراتژی، تصمیمگیری و اجرای نوآوری در بانکها، از شناخت و تخصص کافی برخوردار بودند. به همین منظور، در این پژوهش از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شده است. پژوهش حاضر در دو مرحلۀ کیفی و کمّی انجام شده است. در مرحلۀ کیفی، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. در این مرحله، ابتدا به مطالعه و بررسی ادبیات موجود در زمینۀ نوآوری دوسوتوان پرداخته شد؛ سپس با ۲۴ نفر از خبرگان صنعت بانکداری مصاحبه بهعمل آمد و در نهایت مؤلفههای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری استخراج شد. در بخش کمّی نیز پرسشنامهای بین ۱۳ نفر از خبرگان توزیع شد. دادههای جمعآوری شده برای تشکیل ماتریس خودتعاملی و طی کردن مراحل مدلسازی ساختاری ـ تفسیری استفاده شد. در نهایت با اجرای مراحل مدلسازی ساختاری ـ تفسیری، عوامل شناسایی شده در بخش کیفی، اولویتبندی و در قالب مدل ارائه شد. یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، در بخش کیفی، عوامل مؤثر بر خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری در قالب ۶۷ مؤلفه، ۱۵ مفهوم و ۶ مقولۀ اصلی شناسایی شد. سازوکار فرایند اجرایی، یادگیری سازمانی، نقشآفرینی سبک رهبری در نوآوری، ایجاد زیرساختهای فناورانه و تکنولوژیک، بسترسازی سازمانی و درک تلاطمهای محیط رقابتی، ۶ مقولۀ اصلی شناسایی شده برای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران هستند. همچنین بر اساس نتایج بخش کمّی، این عوامل در سه سطح طبقهبندی شدند. در سطح اول، عوامل سازوکار فرایند اجرایی، یادگیری سازمانی و ایجاد زیرساختهای فناورانه و تکنولوژیک قرار گرفت. در سطح دوم، نقشآفرینی سبک رهبری در نوآوری و طبقهبندی شد و در سطح سوم، بسترسازی سازمانی و درک تلاطمهای محیط رقابتی قرار گرفت. بدین ترتیب مدل نهایی پژوهش ارائه شد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، در وهلۀ اول، مدیران صنعت بانکداری باید بسترسازی سازمانی و درک تلاطمهای محیطی را در نظر بگیرند؛ زیرا نسبت به سایر عوامل بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را دارند. در مرحلۀ بعد، مدیران این صنعت باید از سبکهای نوآورانه و مشارکتی، در راستای حمایت از خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری اهتمام ورزند و در آخرین مرحله نیز، مدیران این صنعت باید زیرساختهای تکنولوژیک خود را توسعه دهند، به یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در بانک توجه ویژه داشته باشند و فرایند اجرای نوآوری دوسوتوان را عملیاتی کنند. بر اساس نتایج این پژوهش میتوان گفت که اجرای نوآوری دوسوتوان مبتنی بر نوآوری اکتشافی و بهرهبردارانه، میتواند صنعت بانکداری ایران را به صنعتی پویا تبدیل کند. نوآوری دوسوتوان باعث میشود تا بانکهای فعال در کشور ما، از حالت لختی سازمانی و بیانگیزگی کارکنان رها شوند و بهسمت ایجاد محصولات مالی متنوع مبتنی بر نیاز مشتریان خود روی آورند. مبتنی بر نتایج پژوهش، یکی دیگر از پیامدهای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در بانکهای ایران، بهبود عملکرد اکوسیستم بانکی و مالی کشور است. ایجاد شبکهها و اتحادهای مختلف بین ارکان مختلف اکوسیستم بانکی و تأمین مالی برای زنجیرۀ ارزش کسبوکارها، میتواند از نتایج اجرای نوآوری دوسوتوان در نظام بانکی ایران باشد.