مدل بلوغ مدل‌های ‌کسب‌و‌کار باز (مورد مطالعه: صنعت بانکداری ایران)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده کسب‌وکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسب‌وکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه سیاست‌گذاری بازرگانی، دانشکده کسب‌وکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jibm.2022.341652.4350
چکیده

هدف: سال‌های اخیر با ظهور مفاهیمی نظیر خلق ارزش مشتری، شبکه‌های سازمانی و نوآوری باز، مدل‌های کسب‌وکار باز به‌عنوان رویکردی نوآورانه در مطالعات مدیریت شناخته شدند. این مدل‌ها به‌دلیل تأکید بر همکاری و تعامل میان سازمان‌ها، توجه بیشتری را در عرصه‌های علمی و عملی جلب کرده‌اند. با این حال، تاکنون پژوهش‌های جامع و دقیقی در خصوص چیستی مدل‌های کسب‌وکار باز و مراحل بلوغ آن‌ها در صنعت بانکداری ایران انجام نشده است. این مقاله به‌دنبال ترسیم مدلی برای بلوغ گشودگی مدل‌های کسب‌وکار در این صنعت است. هدف اصلی پژوهش شناسایی عوامل متمایزکنندۀ مدل‌های کسب‌وکار باز و بسته و بررسی مراحل بلوغ و ویژگی‌های هر یک از این مراحل است.روش: پژوهش حاضر در دو مرحله انجام شده است. در مرحلۀ اول، با استفاده از روش مرور نظام‌مند، ۳۰۳ پژوهش مرتبط استخراج و از میان آن‌ها، ۳۰ مقاله به‌طور عمیق بررسی شد. این مرحله به شناسایی و دسته‌بندی عوامل کلیدی کمک کرد. در مرحلۀ دوم، از روش پژوهش نظریۀ برخاسته از داده استفاده شد و داده‌های لازم از طریق برگزاری مصاحبه با ۱۴ نفر از خبرگان صنعت بانکداری جمع‌آوری شدند. این فرایند به ترسیم مدل بلوغ گشودگی مدل‌های کسب‌وکار در این صنعت کمک شایانی کرد.یافته‌ها: از جمله یافته‌های اصلی این مقاله، می‌توان به شناسایی ۱۳ زیرمقوله و ۴۸ کد زیرمجموعه اشاره کرد که عوامل متمایزکنندۀ مدل‌های کسب‌وکار باز و بسته را تشکیل می‌دهند. . در دسته‌بندی کلی، این عوامل را می‌توان در چهار مقولۀ اصلی (ارزش قابل ارائه، خلق ارزش، حفظ ارزش و شبکۀ ارزش) گنجاند که هر یک از آن‌ها مشتمل بر تعدادی زیرمقوله و کد هستند. همچنین، تقسیم‌بندی مدل‌های کسب‌وکار صنعت بانکداری کشور از منظر گشودگی، یکی دیگر از نتایج مهم این پژوهش است. این تقسیم‌بندی می‌تواند به درک بهتر از چگونگی تحول مدل‌های کسب‌وکار در صنعت بانکداری کمک کند و راه‌کارهایی برای بهبود عملکرد سازمان‌ها ارائه دهد.نتیجه‌گیری: نتایج نهایی این پژوهش را می‌توان الگویی برای شناسایی عوامل متمایزکنندۀ مدل‌های کسب‌وکار، از منظر گشودگی در صنعت بانکداری ایران در نظر گرفت. این الگو مراحل بلوغ گشودگی مدل‌های کسب‌وکار و ویژگی‌های خاص هر یک از این مراحل را به تفصیل تشریح می‌کند. به‌علاوه، این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای پژوهش‌های آینده‌ای قرار گیرد که در زمینۀ نوآوری باز و مدل‌های کسب‌وکار در سایر صنایع انجام می‌شوند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به بهبود استراتژی‌های کسب‌وکار و افزایش رقابت‌پذیری بانک‌ها کمک کند و زمینه‌ساز تحول در این صنعت باشد. در نهایت، این پژوهش به‌منظور پُرکردن شکاف‌های علمی و کاربردی موجود در ادبیات مدیریت و نوآوری باز در صنعت بانکداری ایران طراحی شده است و می‌تواند به‌عنوان یک منبع معتبر برای محققان و مدیران صنعت بانکداری در نظر گرفته شود. با توجه به اهمیت روزافزون گشودگی مدل‌های کسب‌وکار در دنیای امروز، نتایج این پژوهش می‌تواند به سازمان‌ها در راستای توسعه و بهبود عملکردشان یاری رساند.