پایایی و پویایی کمالیسم در سیاست خارجی معاصر ترکیه
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
doi
10.22124/wp.2021.18641.2727چکیده
افزایش نفوذ احزاب اسلامگرا از اواخر دههی 1980 میلادی و به ویژه به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در جمهوری ترکیه از اوایل هزارهی کنونی، پرسشهای گوناگونی را راجع به سرنوشت ایدئولوژی مورد ترویج نخستین رهبران این کشور، که به نام بنیانگذار آن، مصطفی کمال آتاترک، کمالیسم خوانده میشود، برانگیخت؛ زیرا این ایدئولوژی بر نوعی سکولاریسم بنا شده بود و مدرنسازی ترکیه به شیوهی غربی را در دستور کار داشت. استمرار حضور حزب یادشده در رأس هرم قدرت در سالهای متمادی نیز پرداختن به این مسئله را ضروریتر کرده است. این پژوهش در تلاش برای پاسخ به این پرسش است که «کمالیسم در عرصهی سیاست خارجی معاصر ترکیه از چه جایگاهی برخوردار بوده است؟» و در این راه با جستوجوی دادههای مختلف در مورد مهمترین عرصههای سیاست خارجی این کشور، به ارزیابی این فرضیه پرداخته است که «اگر چه کمالیسم هنوز ایدئولوژی قدرتمندی در سیاست خارجی ترکیه بوده اما تعدیلهایی را نیز شاهد بوده و از برخی جهات با افول مواجه شده است». بازهی زمانی پژوهش حاضر، از تأسیس حزب رفاه، مهمترین سلف حزب عدالت و توسعه، توسط نجمالدین اربکان در سال 1987 آغاز شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است و جمعآوری دادههای موردنیاز، به طریق اسنادی و کتابخانهای بوده است. یافتههای این پژوهش نشان دادند که شش اصل تشکیلدهندهی کمالیسم، یعنی مردمگرایی، ملیگرایی، دولتگرایی، جمهوریخواهی، لائیسیته و انقلابیگری از پایایی یکسانی در سیاست خارجی معاصر ترکیه برخوردار نبوده و برای سیاستورزان این کشور میزان متفاوتی از اهمیت را دارا بودهاند.