اثر پذیری مطالعات بین المللی قدرت از برداشت «رابطه محور »
نویسندگان
1 گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی . دانشگاه علامه طباطبائی. تهران . ایران
doi
10.22124/wp.2021.19253.2800چکیده
به رغم گسترش حوزهی مطالعاتی قدرت به عنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم علوم اجتماعی و بویژه در روابط بین الملل ، دامنهی ابهام در این زمینه کماکان گسترده بوده ؛ و شاید به همین دلیل تعابیر « مجادلهآمیز» و « مناقشهانگیز» به عنوان ابتدائیترین ویژگیهای قدرت مورد توجه اکثریت تحلیلگران قرار داشته است. شرایط یاد شده از ابعاد مختلف قابل تأمل است ؛ بخصوص از بعد برداشتهای گوناگونی که نسبت به ماهیت، کارکرد و عناصر سازندهی این مقوله و نیز چگونگی پیوندبخشی میان دو جزء محوری آن یعنی« منابع» و «کنترل آثار و نتایج» ، شکل گرفته. در هر صورت، بر مبنای این مفروض که هر نوع برداشت از قدرت ، تأثیر مستقیمی در فرایند« مفهومیسازی سیاستجهانی » داشته؛ در این نوشتار جهتگیری تحلیلی بر چگونگی اثربخشی « برداشترابطهای » به عنوان رویکردی چندبعدی و مولد، بر مطالعاتبینالمللیقدرت تمرکز دارد. پرسشاصلی اینکه : در چارچوب روند تحولپذیری ادبیاتبینالمللی-قدرت« برداشت رابطهمحور» چگونه تأثیرگذار بوده است؟در پاسخ ، فرضیهی موردنظر عبارتست از اینکه: در چارچوب ادبیاتبین-المللیقدرت، برداشت «رابطهمحور»(قدرتبه) زمینهی شکلگیری و تقویت نگرشی چندبعدی به قدرت را در قالب رویکردهای «گونهشناسی چهاروجهی» ، « نظمهای جهانی و تمدنها» و « حکمرانیجهانی» فراهم آورده است. روش پژوهش مورد نظر نیز توضیحی – تبیینی است.