تبیین جامعه شناختی مدیریت بدن و الگوپذیری از ستاره های زن سینمای ایران مطالعه موردی زنان مراجعه کننده به کلینیک های منطقه پنج تهران
نویسندگان
1 عضو ھیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تھران مرکزی
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، واحد مرکز، دانشگاه آزاد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22054/nms.2024.70384.1477چکیده
هدف از این مقاله تبیین جامعهشناختی مدیریت بدن و الگوپذیری از ستارههای زن سینمای ایران است. روش این تحقیق کیفی و نظریه مبنایی یا گرندد تئوری است؛ که از تلفیق دو مدل پارادایم اشتروس و مدل نظریه مبنایی کیتی چارلز بهره میگیرد. رویهی تحلیل دادههای گرداوری شده، تحلیل موضوعی یا تماتیک است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه عمقی و مشاهده است که حین انجام پروژه طراحی و تکمیل میشود. جامعه آماری این تحقیق زنانی هستند که به کلینیکهای زیبایی مناطق 5 تهران مراجعه میکنند روش نمونهگیری از دو روش نمونهگیری غیراحتمالی آگاهانه و نمونهگیری نظری بهره میگیریم. حجم نمونه این تحقیق 14 زن بین 17 تا 68 سال هستند. نتایج این تحقیق نشان میدهد، مخاطبان بهنوعی دچار چشم و همچشمی رسانهای هستند. آنها به دنبال همرنگی با بازیگران و سلبریتیهای سینمایی هستند. البته شرایط زمینهای و مداخلهگر متفاوتی این پدیده را تشدید و تسهیل میکنند. از شرایط عمدهای که میتوان نام برد، فشارهای اجتماعی است. تصور منفی از بدن از مؤلفههای مداخلهگر دیگر است که خود رسانهها در به وجود آمدنان نقش بسزایی دارند. نارضایتی از زندگی و غیرقابلحل بودن بعضی مشکلات نیز از شرایط زمینهای روی آوردن به پدیده جراحیهای زیبایی میباشد. فرد که نمیتواند مشکلات پایهای خود را حل کند با روی آوردن به پروژههای زیباسازی حواس خود را به موضوعات کمعمقتری جلب میکند.