گرسنگی در آینه فرهنگ آذربایجان: بازنمایی جامعهشناختی آج و آجلیق در ضربالمثلهای آذربایجانی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی کارشناس ارشد جامعه شناسی، دانشکده حقوق وعلوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دکترای جامعهشناسی اقتاصادی و توسعه، دانشکده حقوق وعلوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22059/ijar.2025.392842.459912چکیده
هدف: ضربالمثلها، بازنمایی عصاره تجربه زیسته در یک بافت اجتماعی و فرهنگی هستند. این پژوهش با هدف درک جامعهشناختی مفاهیم «آج» (گرسنگی) و «آجلیق» (گرسنگی) در ضربالمثلهای آذربایجانی، به بررسی بازنماییهای فرهنگی و اجتماعی این مفاهیم در بستر زبان و فولکلور آذربایجان میپردازد. روش: این مطالعه با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی بر روی سه متن آذربایجانی مرتبط با موضوع و با بهرهگیری از نظریههای جامعهشناسی فرهنگی و ادبی نظیر نظریههای گلدمن، هال، بوردیو، مرتن و همچنین دیدگاههای مرتبط با گرسنگی و طرد اجتماعی و بخصوص نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو انجام شده است. بدین صورت که ابتدا ضربالمثلهای مرتبط با آج و آجلیق از منابع استخراج شد و پس از پایشهای لفظی و معنایی ۴۵ ضربالمثل برای مطالعه انتخاب شدند. ضربالمثلها بر اساس محتوایشان به واسطه کدگذاریهای مکرر مقولهبندی شدند و با نظریههای ذکر شده مورد تحلیل لفظی و تفسیر معنایی قرار گرفتند و از طریق نظریهها بازنمایی شدند. یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها از طریق کدگذاریهای مکرر منجر به شناسایی هشت مقوله اصلی و نوزده زیرمقوله شد. این مقولهها عبارتند از: «آجلیق، آیینهی آشفتگی روان» که شامل ریسکپذیری افراطی، دغدغه خوردن، خطرناک بودن و جایگزینی وهم با واقعیت است؛ «آجلیق، زندان انفرادی» که به انزوا، مشمول نابرابری ساختاری و سلطهپذیری اشاره دارد؛ «آجلیق، تازیانهی جان» که شامل بیخوابی و ضعف بدن است؛ «استقلال فردی» که بر ارزش کرامت انسانی تأکید دارد؛ «آجلیق، دافعه شرع و اخلاق» که به زوال اخلاقی و دینداری اشاره میکند؛ «آجلیق، حلقه زنجیر فقر» که استمرار فقر و همبستگی با آن را نشان میدهد؛ «آجلیق، آبشخور نابخردی» که به فقدان آیندهنگری، کمبود منابع و کار نکردن اشاره دارد؛ و در نهایت «گذرگاه رهایی یا مرگ» که شامل مرگ و تلاش برای رهایی است. تمام مقولات با استفاده از نظریههای جامعهشناختی متناسب تفسیر و تحلیل شدند. این پژوهش نشان میدهد که دلایل آجلیق در ضربالمثلهای آذربایجانی شامل فقدان آیندهنگری، کمبود منابع و کار نکردن است که منجر به پیامدهای ذهنی-شناختی (ریسکپذیری افراطی، دغدغه خوردن، خطرناک بودن، جایگزینی وهم با واقعیت و انزوا)، اجتماعی (مشمول نابرابری ساختاری و سلطهپذیری)، معنوی (زوال اخلاقی و زوال دینداری) و جسمانی (بیخوابی و ضعف عمومی بدن) میشود. در بررسی الگوهای زبانی و معنایی مرتبط با آج و آجلیق، مشخص شد که این مفاهیم اغلب با اسامی حیوانات گرگ (قورد) و سگ (کؤپک)، مرغ(تویوق)، شیر(آسلان)، خر(ائششک)، اسب(آت) و خرس(آیی) به کار میروند که هر کدام دارای معانی نمادین خاصی در فرهنگ آذربایجان هستند. همچنین به دوگانههای متضاد آجلیق-توخلوق(گرسنگی- سیری) توجه شد. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که ضربالمثلهای آذربایجانی بازتابی از دیالکتیک بین متن اجتماعی و تجربه زیسته یک جمع هستند و بازنمایی جامعهشناختی آنها میتواند در سیاستگذاریهای فرهنگی و اجتماعی منطقهای مؤثر باشد. به عبارت دیگر، ضربالمثلهای آذربایجانی نه تنها دانشهای زیسته را منتقل میکنند، بلکه به عنوان اسنادی فرهنگی، دیدگاهها و ارزشهای جامعه را در مورد گرسنگی و فقر بازتاب میدهند و میتوانند در درک بهتر این مسائل و ارائه راهکارهای مناسب برای مقابله با آنها مفید باشند