پویایی سرمایة اجتماعی برون‌گروهی در جوامع محلی: رویکردی مبتنی بر ظرفیت‌سازی و تلفیق یافته‌های کیفی و کمی

نویسندگان

1 گروه احیا مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

2 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدۀ کشاورزی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

3 گروه حکمرانی آب، کشاورزی و محیط زیست، دانشکدۀ حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

5 گروه سیاست‌گذاری منابع طبیعی، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

doi
10.22059/ijar.2025.403005.459939
چکیده

هدف: سرمایه اجتماعی به‌عنوان مجموعه‌ای از شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، از عوامل کلیدی در شکل‌گیری انسجام و پایداری اجتماعی به‌شمار می‌رود. یکی از ابعاد کمتر مطالعه‌شده آن، سرمایه اجتماعی برون‌گروهی است که ناظر بر پیوندها و ارتباطات میان گروه‌های اجتماعی متفاوت بوده و می‌تواند زمینه‌ساز همکاری، تبادل منابع و کاهش تعارض‌های اجتماعی گردد. اهمیت این نوع سرمایه اجتماعی به‌ویژه در جوامع محلی، که تنوع فرهنگی، قومی یا معیشتی در آن‌ها بالاست، دوچندان می‌شود؛ زیرا ظرفیت ایجاد همبستگی بین‌گروهی را فراهم می‌سازد و با گسترش پیوندهای اعتماد و همکاری، بستر تحقق عدالت ارتباطی را فراهم می‌سازد و امکان توزیع عادلانه‌تر فرصت‌های ارتباطی و دسترسی به منابع را در جامعه ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، ظرفیت‌سازی جوامع محلی به‌مثابه فرآیندی اجتماعی و مشارکتی، بستر مناسبی برای ارتقاء سرمایه اجتماعی برون‌گروهی ایجاد می‌کند. این ظرفیت‌سازی نه‌تنها توانمندسازی افراد و گروه‌ها را دنبال می‌کند، بلکه سازوکارهایی برای توسعه روابط متقابل و تقویت همکاری‌های جمعی به وجود می‌آورد. در سال‌های اخیر، مطالعات انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی بارها بر ضرورت توجه به سازوکارهای بومی ظرفیت‌سازی برای پایداری توسعه اجتماعی تأکید داشته‌اند. با وجود اهمیت موضوع، پژوهش‌های اندکی به بررسی پویایی سرمایه اجتماعی برون‌گروهی با تأکید بر ظرفیت‌سازی پرداخته‌اند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر تلاش می‌کند با به‌کارگیری رویکرد تحقیق آمیخته (کیفی و کمی)، ابعاد و کارکردهای سرمایه اجتماعی برون‌گروهی را در بستر جوامع محلی مورد ارزیابی قرار دهد.روش: این پژوهش با رویکرد جامعه‌سنجی و بهره‌گیری از روش تحلیل شبکه اجتماعی به بررسی ساختار روابط بین کنشگران محلی در دو سطح کلان و خرد در شهرستان باخرز و در بستر طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی، می‌پردازد. جامعه آماری پژوهش شامل تشکل‌های محلی در 6 روستای شهرستان مذکور، از جمله روستاهای  نصرت‌آباد، قلعه‌نو شاملو، شهید بهشتی،  اشتیوان، ارزنه و آبینه است. جامعه آماری این پژوهش 18 نفر است که هرتشکل محلی شامل سه نفر از افراد همان روستا است که به نسبت سایر ساکنین روستا تعاملات بیشتری با خارج از روستای خود دارند و افراد تاثیرگذارتری به حساب می‌آیند. ابزار اصلی جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه تحلیل شبکه‌ای بود که از طریق مصاحبه حضوری و مشاهده مستقیم تکمیل شد. برای اطمینان از روایی صوری و معنایی پرسشنامه، نظرات اساتید و صاحب‌نظران دانشگاه تهران دریافت و اصلاحات لازم اعمال شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ انجام شد که برابر با 82/0 بوده و مورد تأیید قرار گرفت. سنجش سرمایه اجتماعی بر اساس دو مؤلفه کلیدی اعتماد و مشارکت انجام شد، که با استفاده از مقیاس لیکرت (از خیلی کم تا خیلی زیاد) اندازه‌گیری شدند. در این فرآیند از هر روستا سه نفر از راهبران افکار (تاثیرگذارترین افراد هر روستا) شناسایی و در چارچوب تشکل برون‌گروهی در راستای اهداف مذکور طرح مشارکت می‌کنند.یافته­ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که پس از مداخله مشارکتی طرح آبادانی و پیشرفت منظومه‌های روستایی، شاخص‌های کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال‌پذیری و میانگین فاصله ژئودزیک در هر دو شبکه اعتماد و مشارکت به‌طور معناداری بهبود یافته‌اند. همچنین در سطح خرد، افزایش پراکندگی مرکزیت‌های ورودی، خروجی، بینابینی و مجاورت، نشان‌دهنده بازتوزیع قدرت شبکه‌ای، ارتقاء عدالت ارتباطی و بهبود دسترسی کنشگران به یکدیگر است. این تغییرات حاکی از افزایش انسجام، تسهیل ارتباطات میان‌روستایی و تقویت سرمایه اجتماعی برون‌گروهی در ساختار شبکه اجتماعی است. از منظر نظری، این پژوهش با تأکید بر نقش شبکه‌های برون‌گروهی متشکل از رهبران افکار مناطق روستایی، به غنای ادبیات سرمایه اجتماعی و نوآوری اجتماعی در بافت‌های روستایی یاری می‌رساند.نتیجه گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی برون‌گروهی در جوامع محلی پدیده‌ای پویا و چندبعدی است که تحت تأثیر ظرفیت‌سازی محلی می‌تواند تقویت یا تضعیف شود. تقویت اعتماد متقابل، گسترش شبکه‌های ارتباطی میان گروه‌های اجتماعی و افزایش مشارکت جمعی از مهم‌ترین پیامدهای ظرفیت‌سازی در این حوزه است. نتایج همچنین بیانگر آن است که سرمایه اجتماعی برون‌گروهی زمانی پایداری و کارکرد مثبت خواهد داشت که بر بستر تجربه‌های زیسته و سازوکارهای بومی جامعه محلی استوار باشد. بر این اساس، ظرفیت‌سازی صرفاً یک فرآیند فنی یا سازمانی نیست، بلکه فرآیندی فرهنگی–اجتماعی است که با توجه به زمینه‌های محلی می‌تواند زمینه‌ساز انسجام و توسعه اجتماعی پایدار گردد. بنابراین، توجه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان به ابعاد بومی ظرفیت‌سازی و نقش آن در تقویت سرمایه اجتماعی برون‌گروهی می‌تواند راهگشای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش شکاف‌های اجتماعی در جوامع محلی باشد.